داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦
اشراف قرار بگیرند ، پا از گلیم خود درازتر خواهند کرد و با طبقات
عالیه و اعیان و اشراف ستیزه خواهند جست . پس بهتر این است که یک
بچه کشاورز بداند که باید کشاورز باشد و بس ، یک بچه آهنگر نیز بداند
که غیر از آهنگری حق کار دیگر ندارد و همینطور . . . " .
- " اما ما از همه مردم برای مردم بهتریم [٣] . ما نمیتوانیم مثل
شما باشیم و طبقاتی آنچنان در میان خود قائل شویم . ما عقیده داریم امر
خدا را در مورد همان طبقات پست اطاعت کنیم . همان طور که گفتم به
عقیده ما همه مردم از یک پدر و مادر آفریده شدهاند و همه برادر و
برابرند . ما معتقدیم به وظیفه خودمان درباره دیگران بخوبی رفتار کنیم ،
و اگر به وظیفه خودمان عمل کنیم ، عمل نکردن آنها به ما زیان نمیرساند .
عمل به وظیفه مصونیت ایجاد میکند " .
زهره بن عبدالله اینها را گفت و رفت . رستم بزرگان سپاه را جمع کرد و
سخنان این فرد
[٣] " نحن خیر الناس للناس " .