داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
" این اولین پیروزی است " . تنها عمر و بن العاص معاون و مشاور مخصوص معاویه این کار را مصلحت نمیدید . از آن سو معاویه این کار را مصلحت نمیدید . از آن سو علی - علیه السلام - خودش رسید و از ماجرا آگاه شده . نامهای به وسیله یکی از بزرگان یارانش ، به نام صعصعه ، به معاویه نوشت و یاد آور شد : " ما آمدهایم به اینجا اما میل نداریم حتی الامکان جنگی رخ دهد و میان مسلمانان برادر کشی واقع شود . امیدواریم بتوانیم با مذاکرات اختلافات را حل کنیم ، ولی میبینم تو و پیروانت قبل از هر چیز ، اسلحه به کار بردهاید ، بعلاوه جلوی آب را بر یاران من گرفتهاید ، دستور بده از این کار دست بردارند ، تا مذاکرات آغاز گردد . البته اگر تو به چیزی جز جنگ راضی نشوی ، من ترس و ابایی ندارم " . این نامه به دست معاویه رسید . با مشاورین خود در اطراف این موضوع مشورت کرد . عموما نظرشان این بود : فرصت خوبی به دست آمده باید استفاده کرد و به این نامه نباید ترتیب اثر داد .