داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٩
میل ایرانیان - که پستهای عمده را در دست داشتند - نبود : ایرانیان مایل بودند عباس پسر مأمون را به خلافت برسانند . معتصم این مطلب را درک کرده بود و همواره بیم آن داشت که برادر زادهاش عباس بن مأمون ، به کمک ایرانیان ، قیام کند و کار را یکسره نماید . از این رو به فکر افتاد هم خود عباس را از بین ببرد و هم جلو نفوذ ایرانیان را که طرفدار عباس بودند بگیرد . عباس را به زندان انداخت و او در همان زندان مرد . برای جلوگیری از نفوذ ایرانیان ، نقشه کشید پای قدرت دیگری را در کارها باز کند که جانشین ایرانیان گردد . برای این منظور گروه زیادی از مردم ترکستان و ماوراءالنهر را که هم نژاد مادرش بودند به بغداد و مرکز خلافت کوچ داد و کارها را به آنان سپرد . طولی نکشید که ترکها زمام کارها را در دست گرفتند و قدرتشان بر ایرانیان و اعراب فزونی یافت . معتصم از آن نظر که به ترکها نسبت به خود اعتماد و اطمینان داشت ، روز به روز میدان را برای آنان بازتر میکرد ، از این رو در مدت