داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
او گفته بود که من باید کاری کنم که کودکان با کینه علی بزرگ شوند و پیران با احساسات ضد علی بمیرند . آخرین فکری که به نظرش رسید این بود که در سراسر مملکت پهناور اسلامی لعن و دشنام علی را به شکل یک شعار عمومی و مذهبی در آورد . دستور داد همه جا روی منابر در روزهای جمعه لعن علی را ضمیمه خطبه کنند . این کار رایج و عملی شد . پس از معاویه نیز سایر خلفای اموی - برای اینکه علویین را تا حد نهائی تحقیر و آرزوی خلافت اسلامی را از دل آنها برای همیشه بیرون کنند - این فکر را دنبال کردند . نسلهایی که از آن تاریخ به بعد به وجود میآمدند با این شعار مأنوس بودند و خود به خود آن را تکرار میکردند . و این کار در اذهان مردم بیچاره ساده لوح اثر بخشیده بود ، تا آنجا که یک روز مردی به عنوان شکایت جلو حجاج را گرفت و گفت : " فامیلم مرا از خود راندهاند و نام مرا علی گذاشتهاند ، از تو تقاضای کمک و تغییر نام دارم " . حجاج نام او را عوض کرد و گفت : " به حکم اینکه وسیله خوبی