داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١
- " چگونه میتوان بر علی دست یافت ؟ " - " آسان است ، در مسجد کمین میکنیم ، همینکه برای نماز صبح آمد با شمشیرهایی که زیر لباس داریم حمله میکنیم و کارش را میسازیم " . عبدالرحمن آن قدر گفت تا شبیب را با خود همدست کرد ، آنگاه شبیب را با خود به مسجد کوفه نزد قطام برد و او را به قطام معرفی کرد . قطام در آن وقت در مسجد کوفه چادر زده و معتکف شده بود . قطام گفت : " بسیار خوب ، وردان هم با شما همراه است ، هر شبی که تصمیم گرفتید اول بیایید نزد من " . عبدالرحمن تا شب جمعه نوزدهم ( یاهفدهم رمضان ) که با همپیمانهای خود در مکه قرار گذاشته بود صبر کرد . در آن شب به همراه شبیب نزد قطام رفت و قطام با دست خود پارچهای از حریر روی سینه آنها بست . وردان هم حاضر شد و سه نفری نزدیک آن در - که معمولا علی از آن در وارد مسجد میشد - نشستند و مانند دیگران در آن شب ، که شب احیاء و عبادت بود ، به عبادت و نماز مشغول