داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨
را بهانه خواهند کرد و آشوبی به پا خواهد شد . اما قتل عثمان بهانه است ، درد اصلی اینها مساواتی است که تو میان اینها و تازه مسلمانهای ایرانی و اینها مساواتی است که تو میان اینها و تازه مسلمانهای ایرانی و غیر ایرانی بر قرار کردهای . اگر تو امتیاز اینها را حفظ کنی و در تصمیم خود تجدید نظر کنی ، غائله میخوابد " . چون ممکن بود این اعتراض برای بسیاری از دوستان علی پیدا شود که : این قدر اصرار برای رعایت مساوات چرا ؟ لهذا علی - علیه السلام - روز دیگر در حالی که شمشیری حمایل کرده بود و لباسش را دو پارچه ساده تشکیل میداد که یکی را به کمر بسته بود و دیگری را روی شانه انداخته بود ، به مسجد رفت و بالای منبر ایستاد و به کمان خود تکیه کرد ، خطاب به مردم گفت : - " خداوند را که معبود ماست شکر میکنیم . نعمتهای عیان و نهان او شامل حال ماست . تمام نعمتهای او منت و فضل است بدون اینکه ما از خود استحقاق و استقلالی داشته باشیم . برای این که ما را بیازماید که شکر میکنیم یا کفران . افضل مردم در نزد خدا آن کسی است که خدا را بهتر