حکمت نامه كودک - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩
٢١٣.مناقب ابن شهر آشوب ـ به نقل از عبد الرحمن بن اب ما نزد پيامبر خدا نشسته بوديم كه حسين عليه السلامآمد و همين طور كه بر پشت پيامبر صلى الله عليه و آله و شكم ايشان بالا [و پايين] مى رفت ، بول كرد . ايشان فرمود : «رهايش كنيد» [١] .
٢١٤.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عيسى بن عبد الرحمان ، ما نزد پيامبر صلى الله عليه و آلهبوديم كه حسن بن على ، با حالت چهار دست و پا آمد تا اين كه روى سينه ايشان رفت و بول كرد . ما به سرعت حركت كرديم تا او را بگيريم كه پيامبر صلى الله عليه و آلهفرمود : «فرزندم ، فرزندم!» . آن گاه ، آبى طلب كرد و بر آن ريخت .
٢١٥.مكارم الأخلاق : معمولاً نوزاد را نزد پيامبر خدا مى آوردند تا براى او ، دعا كند يا بر او نام بگذارد . ايشان ، او را مى گرفت و به جهت تكريم خانواده اش ، او را روى دامن خود مى گذاشت . گاهى كودك به ايشان بول مى كرد و برخى كسانى كه هنگام بول كردن او را مى ديدند ، فرياد مى كشيدند ؛ ولى ايشان مى فرمود : «بول كردن او را قطع نكنيد» . از اين رو ، او را رها مى كردند تا بول او تمام شود . سپس ، دعا كردن براى او يا نام گذارى او را به پايان مى برد و خانواده اش را به خاطر فرزندشان خيلى خوش حال مى ساخت [ ، به گونه اى كه ]آنان مشاهده نمى كردند كه ايشان از بول كردن كودكشان ناراحت شده باشد . سپس ، وقتى آنان مى رفتند ، لباس خود را مى شست .
٢١٦.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عايشه ـ : معمولاً كودكان را نزد پيامبر خدا مى آوردند و ايشان ، برايشان دعا مى كرد . [يكبار ]كودكى را كه نزد ايشان آورده بودند ، به ايشان بول كرد . پيامبر خدا [فقط ]فرمود : «آبى بر آن بريزيد» .
[١] [ابو عبيد در غريب الحديث آورده است كه حضرت فرمود : لا تزرموا ابنى ، يعنى بول كردن او را قطع نكنيد] . سپس آبى خواست و بر بول او ريخت .