حکمت نامه كودک - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٧
٤٠١.المناقب ، ابن شهر آشوب : عبد اللّه بن شيبه ، از پدرش نقل كرده است كه : پيامبر صلى الله عليه و آله به نمازى فرا خوانده شد و حسن عليه السلام در آغوش ايشان بود . پيامبر صلى الله عليه و آلهاو را مقابل خود بر زمين گذاشت و نماز خوانْد . وقتى به سجده رفت ، سجده را طولانى كرد . از ميان مردم ، من سرم را بلند كردم . در آن هنگام ، حسن عليه السلام روى شانه پيامبر خدا بود. وقتى سلامِ نماز را داد ، مردم به ايشان گفتند : اى پيامبر خدا! در نمازت سجده اى به جاى آوردى كه معمولاً اين گونه سجده نمى كردى گويا به شما وحى مى شد . حضرت فرمود : «به من وحى نشد ؛ ليكن فرزندم بر شانه من بود و من ، خوش نداشتم او را به شتاب بيندازم تا اين كه خودش پايين بيايد» . و در روايت عبد اللّه بن شدّاد آمده است كه: پيامبر صلى الله عليه و آلهفرمود : «فرزندم بر دوش من سوار شد و خوش نداشتم او را به شتاب بيندازم تا اين كه نيازش را برآورده كُند» .
٥ / ٤
كودكى كردن با كودك و بازى با او
٤٠٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نزد هر كس كودكى هست ، بايد با او كودكى كند . [١]
٤٠٣.امام على عليه السلام : هر كس فرزندى دارد ، بايد كودكى كند .
[١] چون كه با كودك سروكارت فِتاد پس زبان كودكى بايد گشاد . (مولوى)