حکمت نامه كودک - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦١
٣٩٤.امام زين العابدين عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله به آن دو (امام حسن و امام حسين عليهماالسلام) فرمود : «هم اكنون ، برخيزيد و كُشتى بگيريد» . آن دو از جاى برخاستند تا كشتى بگيرند . فاطمه عليهاالسلام كه براى كارى [از خانه ]خارج شده بود ، بر آنان وارد شد و شنيد كه پيامبر صلى الله عليه و آلهمى گويد : «دوباره ، اى حسن ! حسين را محكم بگير و به زمين بزن» . [از اين رو] به پدر گفت : شگفتا اى پدر ! اين را بر آن ديگرى تحريك مى كنى؟ آيا بزرگ تر را بر كوچك تر تحريك مى كنى ؟! پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «دختر عزيزم ! آيا خشنود نيستى از اين كه من بگويم : اى حسن! حسين را محكم بگير و به زمين بزن ؛ در حالى كه دوست من جبرئيل مى گويد : اى حسين! حسن را محكم بگير و بر زمين بزن ؟ » .
٣٩٥.المعجم الكبير ـ به نقل از أبو ايّوب انصارى ـ بر پيامبر خدا وارد شدم ، در حالى كه حسن و حسين عليهماالسلامنزد ايشان و در اتاق ايشان ، بازى مى كردند . گفتم : اى پيامبر خدا! آيا آنها را دوست مى دارى ؟ فرمود : «چگونه دوستشان نداشته باشم ، حال آن كه آنها دو دسته گل من از دنيايند كه مى بويمشان ؟»
٣٩٦.المعجم الكبير ـ به نقل از ابوسعيد ـ : در حالى كه پيامبر خدا نماز مى خوانْد ، حسين عليه السلامآمد و گردن پيامبر صلى الله عليه و آلهرا گرفت . ايشان با او برخاست و او را با دست خود گرفت و همچنان او را نگه داشت تا به ركوع رفت .
٣٩٧.شرح الأخبار ـ به نقل از جعفر بن فروى ، به اسناد پيامبر خدا با يارانش نشسته بود كه حسن و حسين در حالى كه خردسال بودند ، به سوى ايشان رفتند و از سر و دوش ايشان بالا مى رفتند . گاهى سرشان را براى آنان ، پايين مى آورد و گاهى ، آنان را مى گرفت و مى بوسيد . اين ، در حالى بود كه يكى از همنشينان ايشان با شگفتى به اين رفتار ، نگاه مى كرد . آن گاه گفت : اى پيامبر خدا! به ياد نمى آورم هيچ گاه فرزندى را گرفته و بوسيده باشم . پيامبر خدا خشمگين شد تا جايى كه رنگش برگشت . پس به آن مرد فرمود : «اگر خداوند عز و جل مهربانى را از قلب تو گرفته است ، من با تو چه كنم ؟ كسى كه به كودكان ما مهر نورزد و بزرگان ما را گرامى ندارد ، از ما نيست» .