غنچه هاي شرم

غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ٩٣

بخش ديگرى از دشوارى ، شايد به دليل نداشتن مهارت در تسليت گفتن باشد . تسليت گويى در چنين موقعيت هايى ، خود ، نيازمند داشتن يك مهارت است . و همين امر ، موجب ترس فرد كم رو مى گردد . او نگران است كه نكند اشتباه كند يا به اصطلاح ، تُپق بزند و يا سخنى بگويد كه مايه آبروريزى گردد . به همين جهت ، در اين گونه موارد ، از شيوه پنهان سازى استفاده مى كند و با روبه رو نساختن خود با صاحبان عزا ، صورت مسئله را پاك مى كند . ٥ . گاهى كم رويى ، حق طلبى انسان را تحت تأثير خود قرار مى دهد . كسانى كه ضعيف اند و توان روحى مناسبى ندارند ، از مطالبه حقّ خود ، صرف نظر مى كنند . ممكن است كسى از شخص ديگرى طلبكار باشد و شخص بدهكار ، فراموش كرده باشد . در اين جا بايد وى را آگاه ساخت و حقّ خود را طلب كرد . افراد كم رو از اظهار چنين خواسته اى عاجزند . اين ناتوانى ، هنگامى كه حقّ فرد ، ناچيز به حساب آيد ، بيشتر مى شود . اگر مطالبه فرد ، زياد باشد ، ممكن است زياد بودن خسارتى كه به وى وارد مى شود ، او را وادار نمايد تا نسبت به گرفتن حقّ خود ، اقدام كند ؛ امّا اگر اين حق ، ناچيز باشد ، عامل محرّك تضعيف و كم رويى ، تقويت مى شود و فرد از مطالبه حقّ خود ، باز مى ماند ؛ اين در حالى است كه مطالبه حق ، موضوع حيا نيست ؛ زيرا كار قبيحى به شمار نمى آيد . لذا امام على عليه السلام در زمره امورى كه نبايد موضوع حيا قرار گيرند ، از مطالبه حق نام برده است ، هر چند اندك باشند . [١] ٦ . گاهى انسان در زندگى گرفتار مى شود و به شدّت ، نيازمند مى گردد . يكى از راه هاى برطرف كردن مشكل ، آگاه ساختن برادران ايمانى است . اين كار ، غير از گدايى كردن است . گدايى كردن ، يك حرفه براى افراد ناتوان


[١] الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٧١ ؛ مسائل على بن جعفر ، ص ٣٢٩ .[٢] الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٧١ ؛ مسائل على بن جعفر ، ص ٣٣٠ (ح ٨٢١) ؛ المحاسن ، ج ٢ ، ص ٤١١ (ح ١٤٦) .[٣] الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٧١ ؛ مسائل على بن جعفر ، ص ٣٢٩ (ح ٨٢٠) .[٤] بحار الأنوار ، ج ٩٥ ، ص ١١٣ .[٥] مسند زيد ، ص ٩٥ ؛ دعائم الإسلام ، ج ١ ،ص ١٤٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٨٤ ، ص ١٧٩ .[٦] مستدرك الوسائل ، ج ١٦ ، ص ٢٦٠ ؛ عيون الحكم والمواعظ ، ص ٢١٢ ، ح ٤٢٣٠ .[٧] الكافى ، ج ١ ، ص ٥٠٨ ؛ الإرشاد ، مفيد ، ج ٢ ، ص ٣٣٠ . نن ن {/H} ٧ . مسئله ديگر ، رابطه كم رويى با تسليم شدن است . افراد كم رو به جهت ضعفى كه دارند ، وقتى در موقعيت گناه قرار مى گيرند و به آنان ، پيشنهاد خلافى داده مى شود ، قدرت «نه» گفتن ندارند و لذا تسليم شده ، به گناه آلوده مى گردند . مثلاً وقتى به نوجوانى سيگار تعارف مى كنند ، ممكن است نتواند با جرئت و شهامت ، «نه» بگويد و از قبول آن ، خوددارى كند و يا برخى كسانى كه مورد سوء استفاده جنسى قرار مى گيرند ، خود راضى به اين كار نبوده اند ، بلكه توان «نه» گفتن را نداشته اند و يا وقتى دختر مُحجّبه اى در جمع افراد بى حجاب يا بد حجاب قرار مى گيرد و از او خواسته مى شود كه دست از حجاب بردارد ، اگر از قدرت روحى كافى برخوردار باشد ، مقاومت مى كند ؛ ولى اگر ضعيف و ناتوان باشد ، نسبت به وضعيت خود ، احساس خجالت مى كند و در برابر خواسته آنان ، تسليم مى شود . بى عفّتى ، هميشه محصول {*} بى حيايى نيست . گاهى مى تواند محصول كم رويى باشد . حيا ، مرز عفّت است و كم رويى و بى حيايى ، هر دو منشأ بى عفّتى اند . به هر حال ، هر موردى كه فرد ، راضى به امرى نباشد ، ولى نتواند «نه» بگويد ، نشانه كم رويى اوست . كم رويى ، عامل كم جرئتى و بى جرئتى است و همين امر ، طمع سودجويان را سبب مى گردد . امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد : {H} ناتوانى ، دشمنان را به طمع مى اندازد . غررالحكم ودررالكلم ، ح ١٠٧٩ .