غنچه هاي شرم

غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٦

داماد، انسان هاى باحيايى همانند حضرت على و فاطمه عليهماالسلامباشند، ممكن است شرم داشته باشند كه حتّى به چهره يكديگر نگاه كنند ، و يا مثلاً عروس ، چادر از سر برگيرد . وجود اين حيا ، نشانه خوبى است ؛ امّا نبايد باقى بماند ؛ چرا كه ممكن است مانع زندگى مشترك گردد . رسول خدا براى اين كه عروس و داماد ، بدون حجاب ، يكديگر را ببينند ، اقدام مى كند . على عليه السلام حضور داشت و فاطمه عليهاالسلامنيز با شرم و حيا وارد مى شد . وقتى روبه روى پدر و همسر خود قرار گرفت ، رسول خدا ، پارچه را از صورت عروس بر گرفت و على عليه السلام وى را مشاهده كرد . اقدام دوم رسول خدا اين بود كه دست دختر خود را گرفت و در دست على عليه السلام گذاشت . هر چند اين وضعيت ، سخت و دشوار است ، اما سخت تر از آن تنها شدن با يكديگر و به اتاق خود رفتن است . رسول خدا ، در حالى كه دست آن دو را در دست يكديگر قرار داده بود ، آنان را به اتاق خودشان راهنمايى مى كند . ممكن است شرم و حيا همچنان مانع برقرارى ارتباط نزديك تر ميان زن و شوهر شود . در چنين مواردى ممكن است هر دو يا يكى از آنان به نقطه اى خيره شود و چشم در چشم هم ندوزند ؛ زيرا اين وضعيت ، باز موقعيت جديدى است كه تا به حال با آن ، رو به رو نبوده اند . لذا رسول خدا به آنان فرمود : «شما برويد ، من نيز به شما ملحق مى شوم» . اتفاقا همين گونه نيز شد . حضرت على عليه السلام مى گويد : هر دو وارد اتاق شديم . حضرت زهرا عليهاالسلامدر گوشه اى نشست و من نيز كنار وى نشستم . او از من حيا مى كرد و چشم به زمين دوخته بود . من نيز از او شرم داشتم و چشم به زمين دوخته بودم . چيزى نمى گذرد كه رسول خدا وارد مى شود و باب سخن را باز مى كند و