غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ١٧
وسپس در بيان نقش بازدارندگى حيا مى افزايد : و [ اگر حيا نباشد ،] هيچ كار زيبايى انجام نمى شود و هيچ كار زشتى ترك نمى شود . [١] همان گونه كه مى بينيد حيا هم موجب انجام كارهاى نيك مى گردد و هم موجب ترك كارهاى زشت .
حيا ، فطرى يا فرهنگى ؟
سؤالْ اين است كه آيا انسان ، چون انسان است ، شرم دارد و يا چون تابع فلان فرهنگ يا فلان دين است ، شرم دارد ؟ برخى با نفى اصالت ارزش هاى انسانى و فطرى بودن آنها و از جمله حيا ، بر اين باورند كه ارزش ها ، ساخته فرهنگ ها و اديان هستند و اصالت انسانى و فطرى ندارند . پرسشى كه در برابر اين نظريه قرار دارد ، اين است كه : متفاوت بودن فرهنگ و تمدّن ، در چه چيزى تأثير مى گذارد و به اصطلاح ، قلمرو تأثيرگذارى آن ، اصل حياست يا موضوع حيا (آنچه از آن حيا مى كنيم) ؟ دو چيز را بايد از يكديگر جدا نمود : موجوديت حيا و موضوع حيا را . فرهنگ و تمدّن ، بر اصل و ريشه و ماهيت حيا تأثير نمى گذارد ؛ بلكه بر موضوع حيا تأثير گذاشته ، و آن را دچار تغيير مى كند . به همين جهت ، ممكن است كارى در فرهنگى شرم آور باشد و همان كار ، در فرهنگ ديگر ، مايه مباهات . در اين فرض ، موجوديت روانى حيا تغيير نكرده و اين گونه نيست كه در فرهنگ دوم ، ريشه حيا معدوم شود ؛ بلكه آن چيزى كه در فرهنگ اوّل ، موضوع حيا بود ، در فرهنگ دوم ، از فهرست موضوعات حيا خارج شده است و در عين حال ، امكان دارد و بلكه اين گونه است كه در فرهنگ دوم ، امور ديگرى موضوع حيا قرار مى گيرند . [٢]
[١] بحار الأنوار ، ج ٩٤ ، ص ١٥٧ « ... و أصحب رغباتنا بحياء يقطعها عن الشهوات» .[٢] غررالحكم ودررالكلم ، ح ١٣٩٣ .[٣] تحف العقول ، ص ٨٤ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٧ ، ص ٢١١ .[٤] بحار الأنوار ، ج ٣ ، ص ٨١ .[٥] براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : پژوهشى در فرهنگ حيا ، بخش اول ، فصل اول تا سوم .