غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٩
فرهنگ جاهلى حجاز نيز وجود داشته است . امام على عليه السلام مى فرمايد : پيامبر صلى الله عليه و آله گروهى را ديد كه برهنه استحمام مى كردند ، بدون اين كه لُنگى بسته باشند . به همين جهت ، ايستاد و با صدايى رسا فرمود : «چرا براى خدا تعظيمى قائل نمى شويد ؟» . [١] پديده بى مُبالاتى در پوشش ، اختصاص به استحمام نداشته است ؛ بلكه مردم عصر جاهلى به طور كلّى به پوشيدگى تن ، اهمّيتى نمى دادند و رسول خدا ، مردم را در اين زمينه راهنمايى مى كرد . براى نمونه ، آن حضرت ، پس از ورود به مدينه ، شروع به ساختن مسجد كرد و مسلمانان نيز به ايشان كمك مى نمودند . هنگام حمل سنگ هاى سنگين ، پوششى كه برخى بر كمر بسته بودند ، مى افتاد و آنان اهمّيتى نمى دادند . در يكى از موارد ياد شده ، رسول خدا به شخصى فرمود : لباست را بپوش و عريان راه نرو . [٢] همچنين ، شخصى به نام جَرهَد مى گويد كه روزى نشسته بودم و لباسم كنار رفته بود و ران پايم پيدا شده بود . در اين هنگام ، رسول خدا كه از آن جا عبور مى كرد ، به من فرمود : ران خود را بپوشان ، كه جزو عورت است . [٣] اين كلام حضرت به مسئله مهم محدوده عورت اشاره دارد . عورت ، يعنى آنچه آشكار شدنش قبيح است و بايد پوشيده باشد . معناى اصلى عورت ، يعنى چشمى كه بينايى خود را از دست داده است . [٤] سپس اين واژه در مورد چيزهايى به كار رفته است كه نبايد ديده شوند و آشكار شدن و ديده
[١] المصنَّف ، عبدالرّزاق ، ج ١ ، ص ٢٨٦ (ح ١١٠٢) ؛ الدرّ المنثور ، ج ٦ ، ص ٢٦٨ .[٢] سنن أبى داوود ، ج ٢ ، ص ٢٥١ (ح ٤٠١٦) .[٣] مسند أحمد ، ج ١ ، ص ٥٩١ ، (ح ٢٤٩٣) .[٤] ر . ك : معجم مقاييس اللغة ، ج ٤ ، ص ١٨٤ ـ ١٨٥ .