غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣١
زندگى است . {-٥-}
٣ . بدنامى
يكى ديگر از پيامدهاى بى حيايى ، بدنامى است . فرد بى حيا ، آوازه و اعتبار خود را از دست مى دهد و به انسانى بدنام و بى اعتبار ، تبديل مى شود . همان گونه كه قبلا گفتيم ، شخص بى حيا ، از اين كه چه مى گويد و يا چه درباره او مى گويند ، هيچ پروايى ندارد . چنين فردى ارزشى براى خويش قائل نيست و از اين طريق ، خوش نامى را ـ كه مهم ترين سرمايه انسان است ـ از دست مى دهد . امام على عليه السلام فرموده است : از كار زشت بپرهيز ؛ زيرا تو را بدنام كرده ، گناه تو را زياد مى كند . [٢]
٤ . محروميت از لذّت عبادت
امام سجّاد عليه السلام ، يكى از علل كسلى (بى حالى) در هنگام نمازگزاردن و عبادت كردن را بى حيايى و كم حيايى مى داند . [٣] شخص بى حيا ، به موازات فاصله اى كه از ارزش ها مى گيرد و به ضدّ ارزش ها آلوده مى شود ، از لذّت عبادت و معنويت نيز محروم مى گردد .
[١] ر .ك : بخش اوّل : «حيا ، بازدارنده يا وادارنده ؟»[٢] «سه چيز است كه اگر در كسى باشد ، به خير او اميدى نيست : كسى كه از عيوب ، حيا نمى كند و در پنهانى از خدا نمى ترسد و در پيرى خودْ نگهدارى ندارد» . (الكافى ، ج ٨ ، ص ٢١٩ ، ح ٢٧١ )[٣] غررالحكم ودررالكلم ، ح ٨٢٧٥ .[٤] مكارم الأخلاق ، ابن ابى الدنيا ، ص ٤٣ .[٥] «كسى كه سخاوت و حيا ندارد ، مرگ براى او بهتر از زندگى است» . (غررالحكم ودررالكلم ، ح ٨٩٦٩ )[٦] غررالحكم ودررالكلم ، ح ٢٦٣١ .[٧] ر .ك : بحار الأنوار ، ج ٩٨ ، ص ٨٧ .