غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ٧٤
كه [لباسى ]بهتر از تو بپوشم . [١]
ه) فسادزدايى از قدرت
همچنين حيا مى تواند موجب « فساد زدايى » از قدرت شود و ساحت مديريت را از آلودگى ، مصون دارد . گفتيم كه يكى از اقسام حيا ، حيا از خداوند است . بدون شك ، هر مديرى تحت نظارت اهرم هاى كنترلى قرار دارد ؛ امّا گاهى موقعيت هايى پيش مى آيد كه هيچ عنصر كنترل كننده اى وجود ندارد و اين ، زمينه بيشترى را براى فساد ، فراهم مى سازد . يك مدير در نظام دينى ، بايد در آشكار و نهان ، يكسان عمل كند ، نه آن كه آشكار او طاعت خداوند باشد و نهان او معصيتِ خدا . امام على عليه السلام در حكم مأموريت يكى از كارگزاران مالى خود ، چنين مى نويسد : او را فرمان مى دهم به رعايت تقواى الهى در پنهانى هاى امورش و خفاهاى اعمالش ؛ آن جا كه هيچ شاهدى غير از او نيست و هيچ وكيلى جز او نيست . [٢] در ادامه اين حكم ، آمده است : و او را فرمان مى دهم به اين كه به گونه اى نباشد كه طاعت خدا را در آشكار ، و خلاف آن را در پنهانى انجام دهد . كسى كه نهان و آشكارش و كردار و گفتارش با هم تفاوت نكند ، امانت را ادا كرده و در عبادت ، اخلاص يافته است . [٣] آنچه نهان يك مدير را از آلودگى مصون مى دارد ، توجّه به خداوند و حياى از اوست . مديرى كه حياى از خدا نداشته باشد ، به فساد ، آلوده
[١] روضة الواعظين ، ص ١٠٨ ؛ الغارات ، ج ١ ، ص ١٠٦ ؛ المناقب ، ابن شهر آشوب ، ج ١ ، ص ٣٦٦ ؛ بحار الأنوار ، ج ٤٠ ، ص ٣٢٤ و ج ١٠٣ ، ص ٩٣ .[٢] نهج البلاغه ، نامه ٢٦ .[٣] همان جا .