غنچه هاي شرم

غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ٧٣

از شريف ترين خُلق انسان كريم ، تغافل اوست نسبت به آنچه مى داند . [١]

د) احساس مسئوليت كردن

همچنين مدير باحيا ، احساس مسئوليت دارد و حتّى به خاطر قصورها و خطاهاى ناخواسته ، از افراد زير دست خود ، شرم مى كند . حضرت يونس عليه السلام پس از خارج شدن از شكم نهنگ ، به خاطر ترك اوُلايى كه انجام داده بود ، از روبه رو شدن با مردم ، شرم مى كرد . [٢] حضرت على عليه السلام بار آن همسر شهيد را بر دوش مى كشد و درون منزل وى به بازى كردن با فرزندان او سرگرم مى شود ، و وقتى آن زن مى فهمد كه او كيست ، سراسيمه به سمت حضرت مى رود و مى گويد : «واى بر بى شرمى من نسبت تو ، اى امير مؤمنان !» ، حضرت در پاسخ وى مى فرمايد : بلكه واى بر بى حيايى من از تو ـ اى بنده خداـ ، به خاطر كوتاهى اى كه در حقّ تو كرده ام . [٣] همچنين سبب مى شود كه يك مدير در سطح افراد ضعيفِ تحت امر خود ، زندگى كند . حضرت على عليه السلام دو پيراهن خريد ، يكى به سه درهم و ديگرى به دو درهم . پيراهن سه درهمى را به غلام خود ، قنبر داد و پيراهن ديگر را براى خود برداشت . قنبر از قبول پيراهن امتناع كرد و گفت : شما خليفه هستى و بهتر است پيراهن سه درهمى را بردارى . حضرت به وى فرمود : اى قنبر ! تو جوانى و شور جوانى دارى و من از پروردگارم شرم دارم


[١] غررالحكم و دررالكلم ، ح ٩٣٢١ .[٢] بحار الأنوار ، ج ١٤ ، ص ٣٨٣ .[٣] المناقب ، ابن شهر آشوب ، ج ١ ، ص ٣٨٢ ؛ بحار الأنوار ، ج ٤١ ، ص ٥٢ .