غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ٩١
٢ . گاهى كم رويى نسبت به كسانى است كه فرد با آنها آشناست . در اين فرض ، نسبت به اصلِ آشنايى كم رو نيست ؛ بلكه نسبت به توسعه روابط كم روست . چنين افرادى ، روابط زيادى با ديگران ندارند ، كمتر در برنامه هاى جمعى شركت مى كنند و معمولاً دعوت ديگران را رد مى كنند . رسول خدا ، درباره يكى از اقسام عجز مى فرمايد : ... يكى اين كه كسى براى رفيق خود ، غذا درست كند و او را دعوت كند ؛ ولى او تخلّف كند و در ميهمانى حاضر نشود . [١] ممكن است براى ترك ميهمانى ، دليلى مثل عذر شرعى و يا پيش آمدن گرفتارى و موانعى از اين دست ، وجود داشته باشد . در اين گونه موارد ، كم رويى صدق نمى كند . امّا اگر دليلى براى اين كار وجود نداشته باشد و شخص به خاطر ناتوانى در برقرارى ارتباط ، دعوت را رد كند ، نشانه كم رويى است . ٣ . گاهى ممكن است انسان ها به بيمارى هايى مبتلا شوند كه از برملا شدن آنها ، شرم داشته باشند . هر نوع بيمارى اى اين گونه نيست . مثلاً بيمارى سرماخوردگى ، از چيزهايى نيست كه شرم آور باشد و لذا اطّلاع ديگران از آن ، مشكل ساز نيست ؛ امّا برخى بيمارى ها چنين نيستند . در اين موارد ، اين مقدار پذيرفته است كه از اطّلاع عموم و انتشار آن ، جلوگيرى شود ؛ امّا اگر اين كار ، موجب شود حتّى كسانى كه مى توانند به رفع مشكل كمك كنند ، از آن بى خبر باشند ، پذيرفتنى نيست . آگاه نكردن پزشك و يا كسانى كه قادر به حلّ مشكل هستند ، از اقسام كم رويى است . اسحاق صحّاف ، از ياران امام كاظم عليه السلام به ناتوانى جنسى دچار شده بود . حضرت از اين موضوع ، باخبر شد و آن را با وى در ميان گذاشت . او گفت :
[١] الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٧١ ؛ مسائل على بن جعفر ، ص ٣٢٩ .[٢] الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٧١ ؛ مسائل على بن جعفر ، ص ٣٣٠ (ح ٨٢١) ؛ المحاسن ، ج ٢ ، ص ٤١١ (ح ١٤٦) .[٣] الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٧١ ؛ مسائل على بن جعفر ، ص ٣٢٩ (ح ٨٢٠) .[٤] بحار الأنوار ، ج ٩٥ ، ص ١١٣ .[٥] مسند زيد ، ص ٩٥ ؛ دعائم الإسلام ، ج ١ ،ص ١٤٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٨٤ ، ص ١٧٩ .[٦] مستدرك الوسائل ، ج ١٦ ، ص ٢٦٠ ؛ عيون الحكم والمواعظ ، ص ٢١٢ ، ح ٤٢٣٠ .[٧] الكافى ، ج ١ ، ص ٥٠٨ ؛ الإرشاد ، مفيد ، ج ٢ ، ص ٣٣٠ . نن ن {/H} ٧ . مسئله ديگر ، رابطه كم رويى با تسليم شدن است . افراد كم رو به جهت ضعفى كه دارند ، وقتى در موقعيت گناه قرار مى گيرند و به آنان ، پيشنهاد خلافى داده مى شود ، قدرت «نه» گفتن ندارند و لذا تسليم شده ، به گناه آلوده مى گردند . مثلاً وقتى به نوجوانى سيگار تعارف مى كنند ، ممكن است نتواند با جرئت و شهامت ، «نه» بگويد و از قبول آن ، خوددارى كند و يا برخى كسانى كه مورد سوء استفاده جنسى قرار مى گيرند ، خود راضى به اين كار نبوده اند ، بلكه توان «نه» گفتن را نداشته اند و يا وقتى دختر مُحجّبه اى در جمع افراد بى حجاب يا بد حجاب قرار مى گيرد و از او خواسته مى شود كه دست از حجاب بردارد ، اگر از قدرت روحى كافى برخوردار باشد ، مقاومت مى كند ؛ ولى اگر ضعيف و ناتوان باشد ، نسبت به وضعيت خود ، احساس خجالت مى كند و در برابر خواسته آنان ، تسليم مى شود . بى عفّتى ، هميشه محصول {*} بى حيايى نيست . گاهى مى تواند محصول كم رويى باشد . حيا ، مرز عفّت است و كم رويى و بى حيايى ، هر دو منشأ بى عفّتى اند . به هر حال ، هر موردى كه فرد ، راضى به امرى نباشد ، ولى نتواند «نه» بگويد ، نشانه كم رويى اوست . كم رويى ، عامل كم جرئتى و بى جرئتى است و همين امر ، طمع سودجويان را سبب مى گردد . امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد : {H} ناتوانى ، دشمنان را به طمع مى اندازد .