غنچه هاي شرم

غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٩

آنچه انجام شده ؛ بلكه اتّفاق پيش آمده ، وى را آزار مى دهد و از كرده خود ، سرافكنده مى سازد . در چنين موقعيتى بايد قضيه را تمام شده اعلام كرد . نگه داشتن فرد در حالت شرم و به رو آوردن اشتباه و امتياز گرفتن در چنين حالتى ، ممكن است پرده حجب و حيا را از ميان بردارد ؛ فرد شرمنده احساس خواهد كرد كه از اخلاق وى ، سوء استفاده شده و اين ، ممكن است باعث كنار گذاشتن چنين اخلاقى شود . بنا بر اين ، بهتر است او را ببخشد ، تكريم كند ، بدو شخصيت بخشد و همه چيز را براى هميشه فراموش كند ، همان گونه كه خداوند با كسى كه از رفتار نارواى خود شرمنده است ، چنين مى كند .

٤ . شرم درخواست

يك انسانِ باحيا نيز از اين كه نتواند خواسته كسى را برآورده سازد ، شرمگين مى شود . رسول خدا به جهت شدّت حيايى كه داشت ، دست رَد به سينه هيچ سائلى نزد [١] و اين ويژگى همه اهل ايمان است . [٢] در زندگى مشترك ، معمولاً مردان ، مسئول تأمين نيازمندى ها هستند . براى مرد ، بسيار سخت است كه با دست خالى به خانه برگردد . حضرت ابراهيم عليه السلام روزى براى تهيه آذوقه از منزل خارج شد ؛ امّا چيزى نيافت و شرم داشت كه با دست خالى به خانه برگردد . [٣] زنان باحيا و كريم النفس نيز با درك چنين حالتى ، از بيان خواسته اى كه ممكن است خارج از توان همسرشان باشد ، خوددارى مى كنند ، حتّى اگر آذوقه منزل باشد . به همين جهت حضرت زهرا عليهاالسلامبه امام على عليه السلام مى گويد : اى ابوالحسن ! من اين گونه ام كه از خداى خود ، شرم مى كنم كه تو را


[١] ر .ك : الكافى ، ج ٨ ، ص ١٣٠ ؛ الأمالى ، طوسى ، ص ٦٩٢ ؛ مكارم الأخلاق ، ص ٢٣ .[٢] بحار الأنوار ، ج ٦٧ ، ص ٣١١ .[٣] ر .ك : تفسير القمى ، ج ١ ، ص ١٥٣ ؛ بحار الأنوار ، ج ١٢ ، ص ٥ .