غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣
حالت ، حجّت خداوند ، حيات و حضور دارد ؛ امّا ظهور ندارد و در غيبت به سر مى برد و لذا ، مردم ، ايشان را نمى بينند ؛ ولى او مردم را مى بيند . از ديد مردم ، اين نوع نظارت ، نظارت محسوس و حضور فيزيكى نيست . ابوبصير به يكى از زنان مسلمان ، قرآن مى آموخت . روزى با وى شوخى كرد ! ابوبصير ، خود مى گويد وقتى خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم ، به من فرمود : «هر كه خدا را در خلوت ، مراقب خود نداند ، خداوند ، ارزشى براى وى قائل نيست . چه چيزى به آن زن گفتى ؟!» . من از شرم ، سرم را به زير انداختم و همان جا توبه كردم . [١] در اين واقعه به خوبى روشن است كه امام عليه السلام بدون حضور فيزيكى در جلسه آنان ، از كردار آنان مطّلع شده بود . امام صادق عليه السلام ، روزى بدون مقدّمه به داوود رَقّى فرمود : اى داوود ! روز پنج شنبه ، اعمال شما بر من عرضه شد . در ميان كارهايى كه از تو به رؤيت من رسيد ، كمكى بود كه به پسر عمويت فلانى كردى و من از اين كار ، خوش حال شدم . اين صله رحم و كمك تو ، نابودى او و كوتاه شدن عمرش را سرعت بخشيد . داوود رقّى مى گويد : پسر عمويى داشتم كه دشمن اهل بيت و فردى پليد بود . خبردار شدم كه او و خانواده اش در وضع مالى بدى به سر مى برند . لذا پيش از آن كه راهى مكّه شوم ، به قصد كمك به زندگى اش ، مبلغى برايش حواله كردم . چون به مدينه رسيدم ، امام صادق عليه السلام مرا از اين كار ، خبر داد . [٢] و امّا حالت سوم ، نظارت معصومان عليهم السلام پس از حيات شريفشان است . نظارت حجّت هاى خداوند ، نه محدود به حيات و ظهور آنان است ، و نه
[١] الخرائج والجرائح ، ج ٢ ، ص ٥٩٤ ؛ بحار الأنوار ، ج ٤٦ ، ص ٢٤٧ .[٢] الأمالى ، طوسى ، ص ٤١٣ ، ح ٩٢٩ .