غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ١٢٦
لغزش ، مرتكب فعل قبيح شود . گرچه در مرتبه اوّل ، اين كار همراه با شرمندگى و سرافكندگى خواهد بود ، امّا اگر تكرار گردد ، سبب از ميان رفتن قبح آن كار مى گردد و هنگامى كه قبح عملى از ميان برود ، دليلى براى شرم ، وجود ندارد . به همين جهت ، على عليه السلام مى فرمايد : به تحقيق قبيح ، افزايش يافت تا آن جا كه حيا كردن از آن كاهش يافت . [١] همچنين در سخن ديگرى مى فرمايد : خطاكارىِ هركس زياد شود ، حياى او كاهش مى يابد . [٢] جالبْ اين كه ايشان ، علّت افزايش خطا را نيز در پُرحرفى دانسته است . پُرحرفى ، منجر به افزايش اشتباه مى شود و افزايش اشتباه ، منجر به كاهش حيا : هر كس زياد حرف بزند ، زياد اشتباه مى كند . [٣]
٣ . شكسته شدن حرمت
وجود حرمت ميان فرد و ناظران ، عامل برانگيختگى حياست . حضور كسى شرم برانگيز است كه براى فرد ، داراى حرمت و احترام باشد . اگر ميان آنان حرمتى وجود نداشته باشد ، شرمى هم وجود نخواهد داشت . به همين جهت ، امام كاظم عليه السلام توصيه كرده است كه : حرمت ميان خود و برادرت را از ميان نبر . چيزى از آن را باقى بگذار ؛ چرا كه از ميان رفتن حرمت ، از ميان رفتن حياست . [٤] از همين جا مى توان به تأثير منفى فاش كردن اسرار ، عيبجويى و رسواسازى ديگران پى برد . امورى از اين دست ، سبب از ميان رفتن حرمت
[١] غررالحكم ودررالكلم ، ح ٦٧١٠ .[٢] نهج البلاغه ، حكمت ٣٤٩ .[٣] همان جا .[٤] الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٧٢ ، تحف العقول ، ص ٤٠٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٨ ، ص ٣٢٠ .