غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ١١٠
به بيان ديگر ، كم رويى ريشه در ضعف دارد و عجز و ناتوانى ، منشأ خسارت هاى بسيار است . على عليه السلام سخنان حكيمانه اى در اين باره دارد . ايشان در جايى از عجز (ناتوانى) به عنوان آفت حيا ياد مى كند [١] و از آن به عنوان عامل تضييع (تباه شدن) و فوت (از دست رفتن) خواسته ها نام مى برد [٢] و لذا از آن به عنوان «بدترين مَركب» ياد مى كند . [٣] حال اگر حيا بر مَركب ضعف و ناتوانى بنشيند ، رهاوردى جز ضايع شدن سرمايه ها و به دست نياوردن خواسته ها و در يك كلام ، پيامدى جز محروميت نخواهد داشت .
درمان كم رويى
در درمان كم رويى ، از امور زير مى توان استفاده كرد : ١ . اگر كم رويى ريشه در ضعف دارد ، بهترين راه درمان آن ، برطرف كردن آن ناتوانى است . بدين منظور ، بايد از روش هاى تقويت كننده جرئت ، استفاده كرد . يكى از اين روش ها ، كوچك كردن مسئله است . اين امر مى تواند به فرد كمك كند تا توان خود را متناسب با موضوع بداند و لذا از انجام دادن آن ، احساس ناتوانى نكند . روش ديگر ، مواجه شدن با موضوع است . فرد كم رو به جهت ضعفى كه دارد ، از انجام دادن آن كار در هراس است و يكى از راه هاى رفع ترس ، مواجه شدن با موضوع ترس است . امام على عليه السلام مى فرمايد : هر گاه از چيزى ترسيدى ، خود را در آن بيفكن . [٤]
[١] «العجز آفة» . (دستور معالم الحكم ، ص ١٩)[٢] «العجز سبب التضييع» (غررالحكم ودررالكلم ، ح ٤١٦) . «العجز اضاعة» (همان ، ح ١١٨) . «ثمرة العجز فوت المطلب» (همان ، ح ٤٥٩٧) . و در سخن ديگرى ، آن را خوارى مى شمارد . «العجز مهانة» . (الخصال ، ج ٢ ، ص ٥٠٦)[٣] «العجز شر مطية» . (غررالحكم ودررالكلم ، ح ٦٥٥)[٤] نهج البلاغه ، حكمت ١٧٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧١ ، ص ٣٦٢ .