غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ١١
بر مى انگيزد . [١] به همين جهت امام صادق عليه السلام مى فرمايد : دانستم كه خداوند عز و جل بر من مطّلع است . پس شرم كردم . [٢] از ديدگاه روايات ، محور حيا و وجه تمايز آن از ديگر بازدارنده ها ، عنصر « نظارت » است ؛ يعنى آنچه حيا را بر مى انگيزد ، حضور و نظارت ناظر است . معمولاً رفتار ما در جمع ، با رفتار ما در خلوت ، تفاوت مى كند . تفاوت رفتار در خلوت و جَلوت ، به جهت تفاوت در حضور و عدم حضور است .
درك نظارت
البته صرف وجود نظارت به عنوان واقعيتى خارجى ، براى برانگيختن حيا كافى نيست . حيا هنگامى برانگيخته مى شود كه نظارت موجود ، از طرف شخص «درك» شود . پس « درك نظارت موجود » ، مهم تر از وجود نظارت است . كسانى كه نظارت موجود را درك نمى كنند ، حيا نيز نمى كنند . بر همين اساس ، مى توان نتيجه گرفت كه راه برانگيختن حيا در افراد ، «توجّه دادن» به نظارت است . به همين جهت ، معصومان عليهم السلام پيوسته مردم را به نظارت خداوند و فرشتگان توجه مى داده اند .
لايه هاى نظارت
از آن جا كه نظارت ، محورى ترين عنصر احساس شرم است . شناسايى انواع ناظرها و نظارت ها نيز لازم و ضرورى است كه عبارت اند از :
[١] از همين جا روشن مى شود كه حيا مترادف عفّت نيست . عفّت ، ثمره نيروهاى مهاركننده و نظم دهنده اى است كه يكى از آنها حياست .[٢] بحار الأنوار ، ج ٧٨ ، ص ٢٢٨ .