غنچه هاي شرم - پسنديده، عباس - الصفحة ١٠٨
است كه در كم رويى ناشى از تكبّر ، وجود دارد . كسانى كه زيردستانى دارند ، اگر از خوى تكبّر و خودبرتربينى برخوردار باشند ، حاضر نمى شوند با آنان مراوده زيادى داشته باشند و براى مثال ، با آنان هم سخن شوند ، به تفريح بروند ، آنان را سوار وسيله نقليه خود كنند ، با آنها هم غذا شوند و ... . در ديد آنان ، اين گونه كارها موجب پايين آمدن شأن و منزلتشان مى گردد و هيبت و هيمنه آنان را مى شكند . از نظر آنان ، افراد زيردست ، انسان هاى درجه دو به شمار مى روند و به همين جهت ، نزديكى با زيردستان را مايه خوارى و ننگ خود مى دانند و مايل نيستند در چنين وضعيتى ديده شوند . مثلاً يك مدير ، ممكن است حاضر نباشد در كنار راننده خود ، بر سرِ يك ميز بشنشيند و غذا بخورد ؛ زيرا نمى خواهد ديگران او را با يك فرد درجه دو ببينند . او از اين كه چنين فردى در كنارش باشد ، خجالت مى كشد . اين خجالت كشيدن ، به جهت تكبّر و خودبرتربينى است . رسول خدا ، هم غذا نشدن با زيردستان را از سرِ كبر دانسته ، مى فرمايد : هر كه با آنان هم غذا شود ، از كبر ، دور شده است . [١] آن حضرت با خدمتكاران خود ، بر سرِ يك سفره مى نشست . [٢] ديگر معصومان عليهم السلام نيز اين گونه بودند و هيچ گاه از اين كار ، احساس شرم نمى كردند . اين در حالى است كه هيچ كس در آفرينش به منزلت و شأن آنان نمى رسد . بنا بر اين ، اين گونه كارها ، نه تنها زشت شمرده نمى شوند ، بلكه فضيلت به حساب مى آيند ، و نه تنها موجب خوارى نمى گردند ، بلكه مايه كمال انسان اند . پس شرم از اين گونه رفتارها ، شرم مثبت نيست ؛ بلكه شرمى است منفى و برابر با كم رويى .
[١] ر . ك : كنزالعمّال ، ج ٣ ، ص ٥٣٧ (ح ٧٧٩٣ و ٧٧٩٧) .[٢] همان ، ص ٥٣٨ (ح ٧٧٩٧) .