انسان شناسى از منظر قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٩ - ٦/ ١٠ غرور و نوميدى
«انسان ، از دعاى خير خسته نمى شود و چون بدى به او رسد ، نوميد مى گردد . و اگر پس از گزندى كه به او رسيده است، از جانب خود رحمتى به او بچشانيم ، قطعا خواهد گفت: «من سزاوار آنم و گمان ندارم كه رستاخيز ، بر پا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانيده شوم ، قطعا نزد او برايم خوبى خواهد بود» . پس بدون شك ، كسانى را كه كفران كرده اند ، به آنچه انجام داده اند ، آگاه خواهيم كرد و مسلّما از عذابى سخت به آنان خواهيم چشاند . و چون انسان را نعمت بخشيم ، روى برمى تابد و خود را كنار مى كشد، و چون بدى به او رسد ، دست به دعاى فراوان و طولانى برمى دارد» .
«وهرگاه به انسان نعمت بخشيم ، روى برمى تابد و خود را كنار مى كشد ، و هرگاه بدى به او رسد ، نوميد مى شود» .
«اى انسان ! چه چيز تو را به پروردگار بزرگوارت ، غرّه كرده است؟» .
حديث
١٥١.امام على عليه السلام ـ در سخنانش به هنگام تلاوت : «اى انسان ! چه چ: انسانى كه در اين آيه مورد سؤال قرار گرفته است ، هر دليلى را براى غرّه شدنش به خدا بياورد ، دليلش نادرست ترين دليل هاست ، عذر [و بهانه] او از عذر [و بهانه] هر فريب خورده اى بى پايه تر است ، و نادانى ، وجود او را سختْ فرا گرفته است . هان ، اى انسان ! چه چيزْ تو را بر گناه كردنت دلير ساخته ، و چه چيزْ تو را به پروردگارت گستاخ كرده ، و چه چيزْ تو را با نابودى خودت دمخور نموده است ؟ ! مگر درد تو را بهبودى نيست ؟ يا خوابت را بيدارى اى نيست ؟ چرا به خويشتن رحم نمى كنى ، چنان كه به ديگران ، رحم مى كنى ؟ كه چه بسا شخصى را در گرماى آفتاب مى بينى و او را سايه مى بخشى .