انسان شناسى از منظر قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٩ - ٧/ ٥ پيكار با نفس
حديث
١٧٦.تفسير القمّى - به نقل از ابو بصير ـ: از امام صادق عليه السلام در باره سخن خداوند عز و جل : «و سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد» پرسيدم . فرمود : «يعنى آن را آفريد و صورتش بخشيد . و فرموده او : «سپس ، پليدكارى و پرهيزگارى اش را به آن الهام كرد» ؛ يعنى [اين دو را] به آن شناساند و الهام كرد ، سپس آن را مخيّر ساخت و نفس هم [يكى از اين دو راه را ]اختيار كرد . «كه هر كس آن را پاك گردانيد ، مسلّما رستگار شد» ؛ يعنى نفس خود را پاك گردانيد . «و هر كه آلوده اش ساخت ، به يقين در باخت» ؛ يعنى نفس خود را گم راه و منحرف ساخت .
١٧٧.امام على عليه السلام : هر كه با نفس خويش بستيزد ، پرهيزگارى را به كمال رسانده است .
١٧٨.امام على عليه السلام : كمالِ شايستگى ، در گروه پيكار با نفس است .
١٧٩.امام على عليه السلام : هر كس خويشتن را در راه اصلاح خود به رنج افكند ، به سعادت دست مى يابد .
١٨٠.امام على عليه السلام : با خواهش [نفس] خود پيكار كن ، و با خشمت بستيز ، و با عادت هاى بد خود ، مخالفت نما تا جانت پاكيزه شود و خِردت كمال يابد و از پاداش پروردگارت بهره كامل ببرى .
١٨١.امام على عليه السلام : با تزكيه نفس است كه صفا[ى دل و نفس] حاصل مى شود .
١٨٢.امام على عليه السلام : به اوج اهداف نمى رسند ، مگر اهل تهذيب [نفس] و مجاهده [با آن] .
١٨٣.امام على عليه السلام ـ هنگامى كه در باره جهان بَرين از ايشان پرسيده شد: صورت هايى هستند برهنه از مادّه ، فراتر از قوّه و استعداد . خداوند بر آن صورت ها تجلّى كرد و آنها [به نور وجودْ ]روشن شدند ، و به آنها نگريست و درخشان شدند ، و مثال خود را در ماهيت آنها افكند ، پس افعالش را از آنها پديدار ساخت ، و انسان را داراى نفس ناطقه اى [مُدرك معقولات] آفريد كه اگر آن را با دانش و كردار ، پاك گرداند و بپروراند ، با گوهرهاى اوّليه علّت هايش (ذات عقول مقدّسه) همسان مى گردد ، و هرگاه مزاجش معتدل شود و اضداد ، جدا گردند ، (خصلت هاى اخلاقى در او به اعتدال گرايد و از افراط و تفريط ، سالم بماند) ،با آن هفت آسمان محكم (نفوس فلكيه) شريك مى شود . [١]
[١] شارح غرر الحكم مى گويد : و به آنچه تقرير شد ظاهر مى شود كه اين كلام مؤيّد چندين اصل از اصول حكما مى تواند شد نهايت نسبت آن به آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه ثابت نيست بلكه گمان فقير اين است كه كلام يكى از حكما بوده كه بعضى از براى ترويج آن نسبت به آن حضرت داده واللّه تعالى يعلم . و مصحّح همين كتاب مى گويد : چنانكه شارح رحمه الله فرموده بظنّ متاخم بعلم مى توان حكم كرد كه اين كلام از آن حضرت نيست نظر به قرائن و اماراتى كه از ملاحظه آنها دريافت اين مدّعا مى شود .