اخلاق خانواده(ج1) - فاخری، عليرضا؛ منتظری، محمدحسين - الصفحة ٧٦ - ٣ - بد زبانى
امير مؤمنان على ٧، دشنام دادن افراد به يكديگر را به منقار زدن دو خروس يا نزاع دو سگ تشبيه كرده كه آن قدر با يكديگر مىستيزند تا مجروح و يا خسته و درمانده شوند. سپس هشدار داده كه دانايان و عاقلان چنين كارى نكنند و هر كس دست از فحّاشى بردارد، با شخصيتتر و ارزشمندتر از ديگرى خواهد بود.[١]
در برخى خانوادهها، درگيريهاى لفظى زن و شوهر با ناسزاگويى به پايان مىرسد و در نتيجه زن- كه غالباً مورد هتّاكى و ناسزاگويى شوهر خود قرار مىگيرد- كينه همسرش را به دل گرفته، نفرت از او سراسر وجودش را فرا مىگيرد، و بدين جهت، محبوبيت و احترام معمول خانوادگى را از دست خواهد داد. حضرت على ٧ فرمود:
«احْذَرْ فُحْشَ الْقَوْلِ وَالْكِذْبَ فَانَّهُما يُزْرِيانِ بِالْقائِلِ»[٢]
از فحّاشى و دروغ بپرهيز كه اين دو گوينده خود را بىارزش مىكنند.
ج- عيبجويى
يكى از صفات زشت و ناپسند اخلاقى، عيبجويى است كه از آفات زبان محسوب مىشود.
عيبجويى موجب پيدايش ناراحتيهاى گوناگون، آزار و اذيت روحى و روانى و خجالت و شرمسارى است. قرآن كريم، هر نوع عيبجويى و طعنه زدن را مورد نهى قرار داده، مىفرمايد:
وَ لا تَلْمِزُوا انْفُسَكُمْ»[٣]
يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد.
و نيز در مورد عيبجوى مسخره كننده مىفرمايد:
«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»[٤]
واى بر هر عيبجوى مسخرهكنندهاى.
[١] - ر. ك: شرح غررالحكم، ج ٤، ص ١٥٣
[٢] - ر. ك: همان، ج ٢، ص ٢٧٩
[٣] - حجرات( ٤٩)، آيه ١١
[٤] - همزه( ١٠٤)، آيه ١