اخلاق خانواده(ج1) - فاخری، عليرضا؛ منتظری، محمدحسين - الصفحة ٢١ - اهميت ازدواج در قرآن
ازدواج، گامى در مسير فطرت
ازدواج و زناشويى از جمله آداب اجتماعى است كه در تمام جوامع بشرى- آن طور كه تاريخ نشان مىدهد- همچون يك سنت فطرى، تا به امروز متداول بوده است.
قويترين دليل بر فطرى بودن زناشويى، مجهّز بودن زن و مرد به اندام و نيز غريزه توليد نسل است و هر دو جنس به يك اندازه داراى اين غريزه هستند؛ گر چه زن از عواطف فطرى متناسب با تربيت و تغذيه فرزند نيز برخوردار است.
اصل پيوستگى مرد و زن، از چيزهايى است كه طبيعت انسانى، بلكه حيوانى به بهترين وجه آن را آشكار نموده و اسلام نيز كه دين فطرت است آن را پذيرفته و ترغيب و تشويق كرده است.
توليد نسل در زندگى بشر، مهمترين عاملى است كه اين پيوستگى را در قالب ازدواج ريخته، آن را از صورت اختلاط بىبند و بار و كامجويى آزادانه زن و مرد خارج ساخته و به صورت نكاح و زناشويى درآورده است.[١]
ازدواج، گامى است در مسير فطرت انسانى كه پيامبر اسلام ٦ پيروانش را نسبت به آن ترغيب كرده، فرمود:
«مَنْ احَبَّ انْ يَكُونَ عَلى فِطْرَتى فَلْيَسْتَنَّ بِسُنَّتى وَ انَّ مِنْ سُنَّتىِ النِّكاحَ»[٢]
هر كس دوست دارد كه بر فطرت (و آيين و مذهبِ همگام با فطرت) من باشد، بايد به روش و سنت من رفتار كند و يكى از سنّتهاى من ازدواج است.
اهميت ازدواج در قرآن
در ديدگاه قرآن، زندگى زناشويى و خلقت انسان بر مبناى «زوجين» (زن و شوى)، از نشانههاى خداوند در آفرينش به شمار مىرود. در سوره روم، شش مسأله در عالم
[١] - ر. ك: الميزان، علّامه طباطبايى، تهران، ج ٤، ص ١١٩ و ٣٣٢، اسلاميه
[٢] - بحارالأنوار، محمدباقر مجلسى، ج ١٠٣، ص ٢٢٢، بيروت