اخلاق خانواده(ج1) - فاخری، عليرضا؛ منتظری، محمدحسين - الصفحة ٣١ - حفظ دين
حفظ دين
ازدواج به خودى خود امرى مستحب است، ولى گاهى به جهت نذر، عهد، قسم و يا براى رسيدن به واجب ديگر، يا جلوگيرى از ضرر و معصيت و ... واجب مىشود.[١] پس، از جمله اهداف ازدواج، رعايت امور شرعى و انجام وظيفه دينى اعمّ از واجب و مستحب است[٢] تا بدين وسيله، پاكى و طهارتِ نفس و آرامش روحى و روانى بطور كامل حاصل گردد و آدمى از خطر انحراف، آلودگى و گناه حفظ شود. پيامبر اسلام ٦ فرمود:
«مَنْ احَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ طاهِراً مُطَهَّراً فَلْيَلْقَهُ بِزَوْجَةٍ»[٣]
هر كس دوست دارد خدا را با طهارت و پاكيزگى ملاقات كند، با داشتن همسر او را ملاقات كند.
بهترين راه براى حفظ عفت، ازدواج كردن در اولين فرصت ممكن است و هرگونه سهلانگارى در اين مورد به زيان انسان تمام مىشود. اين ضرورت در دوره جوانى بيشتر احساس مىشود، چون در دوره جوانى كه هنگام هيجان غريزه جنسى است، بهترين راه براى منحرف كردن يك جوان، استفاده از اين غريزه و جاذبههاى جنسى است. انسان با داشتن همسر و با تسكين غريزه جنسى، جاذبههاى منحرف كننده را كمرنگ مىبيند، و براحتى مىتواند عفت خود را حفظ كند. پيامبر اكرم ٦ در اين باره فرمود:
«ايُّما شابٍّ تَزَوَّجَ فِى حَداثَةِ سِنِّهِ عَجَّ شَيْطانُهُ: يا وَيْلَهُ! عَصِمَ مِنّى دينَهُ»[٤]
هر جوانى كه در ابتداى جوانى ازدواج كند، شيطان او فرياد مىكشد: اى واى! دينش را از دست من در امان داشت.
البتّه، تأثير ازدواج در حفظ دين به اين معنا نيست كه تمام زمينههاى فساد در انسان
[١] - ر. ك: عروةالوثقى، سيد محمدكاظم طباطبايى يزدى، كتاب النكاح، مسأله ٣ و ٤
[٢] - از اين رو، گفتهاند: استحباب ازدواج با يك بار زن گرفتن از بين نمىرود، بلكه تعدّد ازدواج چه دائم و چه موقّت مستحباست. ر. ك: همان، مسأله ٢
[٣] - بحارالانوار، ج ١٠٣، ص ٢٢٠
[٤] - كنز العمّال، ج ١٦، ص ٢٧٦