اخلاق خانواده(ج1)
(١)
پيشگفتار
١٧ ص
(٢)
فصل اول تشكيل خانواده
١٩ ص
(٣)
1 - ازدواج
١٩ ص
(٤)
ازدواج، گامى در مسير فطرت
٢١ ص
(٥)
اهميت ازدواج در قرآن
٢١ ص
(٦)
اهميت ازدواج از ديدگاه پيشوايان دين
٢٣ ص
(٧)
اهميت اجتماعى ازدواج
٢٤ ص
(٨)
عزوبت در اسلام
٢٥ ص
(٩)
2 - اهداف ازدواج
٢٧ ص
(١٠)
ارضاى غريزه جنسى
٢٨ ص
(١١)
آرامش روانى
٢٩ ص
(١٢)
حفظ دين
٣١ ص
(١٣)
حفظ نسل
٣٢ ص
(١٤)
3 - انتخاب همسر
٣٣ ص
(١٥)
آزادى در انتخاب همسر
٣٣ ص
(١٦)
دقت مرد در انتخاب همسر
٣٥ ص
(١٧)
دقت زن در انتخاب همسر
٣٧ ص
(١٨)
انتخاب همسر در سيره پيشوايان دين
٣٧ ص
(١٩)
4 - ملاكهاى انتخاب همسر
٣٨ ص
(٢٠)
مذهب و ايمان
٣٩ ص
(٢١)
اخلاق
٤٠ ص
(٢٢)
هماهنگى فكرى و فرهنگى
٤١ ص
(٢٣)
اصالت خانوادگى
٤٢ ص
(٢٤)
معيارهاى ديگر
٤٣ ص
(٢٥)
فصل دوم عوامل سعادت خانواده
٤٧ ص
(٢٦)
1 - احترام متقابل
٤٧ ص
(٢٧)
2 - مهربانى و محبت
٥١ ص
(٢٨)
3 - گذشت و بخشش
٥٣ ص
(٢٩)
4 - مسؤوليتپذيرى
٥٩ ص
(٣٠)
فصل سوم آفات سعادت خانواده
٦٧ ص
(٣١)
1 - بد خلقى
٦٧ ص
(٣٢)
2 - بدگمانى
٧٠ ص
(٣٣)
3 - بد زبانى
٧٢ ص
(٣٤)
فصل چهارم وظايف متقابل همسران
٨١ ص
(٣٥)
1 - جلب محبت همسر
٨٢ ص
(٣٦)
2 - خوش اخلاقى
٨٦ ص
(٣٧)
3 - رفق و مدارا
٩٣ ص
(٣٨)
4 - عفت(عفاف)
١٠٠ ص
(٣٩)
5 - درك همسر
١٠٧ ص
(٤٠)
6 - وظايف اختصاصى همسران
١١٢ ص
(٤١)
فصل پنجم تربيت كودك
١٢٣ ص
(٤٢)
نقش خانواده در تربيت كودك
١٢٣ ص
(٤٣)
احترام به كودك
١٢٨ ص
(٤٤)
برقرارى عدالت ميان كودكان
١٣٦ ص
(٤٥)
آزادى كودك
١٤٠ ص
(٤٦)
پرورش استعدادها
١٤٣ ص
(٤٧)
3 - استعداد اخلاقى
١٥١ ص
(٤٨)
فهرست منابع
١٥٩ ص

اخلاق خانواده(ج1) - فاخری، عليرضا؛ منتظری، محمدحسين - الصفحة ١٢٤ - نقش خانواده در تربيت كودك

«كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ ابَواهُ يُهَوِّ دانِهِ وَ يُنَصِّرانِهِ»[١]

هر كودكى براساس فطرت (توحيدى) به دنيا مى‌آيد، و اين پدر و مادرش هستند كه او را يهودى يا نصرانى بار مى‌آورند.

خانواده، نخستين آموزشگاهى است كه شالوده اخلاقى كودك را بنيان گذارى مى‌كند و مى‌تواند استعدادهاى درونى كودكان را شكوفا سازد. ارزشهاى اخلاقى مانند علاقه به راستى و درستى، تنفّر از دروغ و نادرستى، عزت نفس و شخصيت، رشادت و شهامت، بخشش و سخاوت، ميل به تعاون و همكارى، علاقه به همنوع و دوست داشتن فضايل و مبارزه با رذايل و ... از طريق محيط خانه و خانواده به كودك آموخته مى‌شود.

شخصيت بزرگى همانند امام على ٧، با صراحت به پرورشهاى دوران كودكى خود تكيه مى‌كند و از تربيتهاى عاطفى و عقلى خويش كه در خردسالى فراگرفته، سخن مى‌گويد و به پيامبر ٦- كه مربّى لايق و بزرگوار وى بود- مباهات مى‌كند:

«شما قرابت مرا با پيامبر ٦ و منزلت مخصوصى كه نزد آن حضرت داشتم، بخوبى مى‌دانيد. طفل خردسالى بودم كه پيامبر ٦ مرا در دامن خويش پرورش داد، در آغوشم مى‌گرفت، به سينه خود مى‌چسبانيد، گاهى مرا در استراحتگاه مخصوص خويش جاى مى‌داد، بدنش را به بدنم مى‌چسبانيد و بوى خوش او را استشمام مى‌كردم ... من همچون سايه‌اى به دنبال آن حضرت حركت مى‌كردم و او هر روز نكته تازه‌اى از اخلاق نيك را براى من آشكار مى‌ساخت و به من فرمان مى‌داد كه از او پيروى كنم.[٢]

پدر و مادر بايد بكوشند تا پيش از آنكه كودك به صحنه اجتماع وارد شود و الگوى جديد، توجّه او را جلب كند، وى را تربيت كنند و ارزشهاى اخلاقى را ملكه او سازند.

با روشن شدن نقش اساسى خانواده در تربيت كودك و وظايف پدر و مادر در قبال فرزندان، به تبيين عوامل رشد كودك مى‌پردازيم:


[١] - بحارالأنوار، ج ٣، ص ٢٨١

[٢] - نهج‌البلاغه، خطبه ٢٣٤، ص ٨١١