امامت حضرت مهدى (عج) در اعتقاد ما - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١١١
ما و خاندان ابوسفيان دو اهل بيتى هستيم كه در مورد خداوند با همديگر دشمنى كرديم، ما گفتيم خداوند راست مىفرمايد و آنان گفتند دروغ مىگويد. ابوسفيان با پيامبر (ص)، معاويه با على (ع) و يزيد بن معاويه با حسين (ع) جنگيدند و سفيانى با قائم (عج) مىجنگد. «١»
خروج يمانى: او شخصى از اهل يمن است كه از دوستان اهل بيت (ع) است و براى يارى آنان قيام مىكند. «٢»
صيحه آسمانى: منظور از صيحه، ندايى آسمانى است كه نام حضرت مهدى (عج) را مىبرد و همه ساكنان زمين، آن را به زبان خودشان، مىشنوند.
زراره مىگويد: امام صادق (ع) فرمود:
كسى نام قائم (عج) را (در جهان) مىبرد. عرض كردم: آيا اين صدا را افراد خاصى مىشنوند يا همگانىاست؟ فرمود: اين صداعمومى است و هر كس به زبان خودش آنرا مىشنود .... «٣»
فرو رفتن لشكر سفيانى در صحرا: حضرت على (ع) در اين زمينه فرمود:
نزديك زمان قيام مهدى (عج) سفيانى خارج مىشود و نُه ماه به اندازه دوران حاملگى زن فرمانروايى مىكند. لشكر او به سوى مدينه مىآيد تا اينكه وقتى به صحرا رسيد، خداوند آن را در زمين فرو مىبرد. «٤»
بايد توجه داشت كه سفيانى لشكر خودش را براى جنگ با حضرت مهدى (عج) به سوى مدينه گسيل مىدارد؛ ناگهان متوجه مىشود كه آن حضرت به سوى مكه روانه شده است؛ لشكر او به دنبال آن حضرت راهى مكه مىشود، امّا در بين راه به امر الهى در زمين فرو مىرود. «٥»
كشته شدن «نفس زكيه»: امام باقر (ع) فرمود: