مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٣٥
قرشى بودن پيامبر (ص)
خاندان قريش از خوش سابقهترين و با نفوذترين خاندانهاى مكه بود. نظام موجود مكه و رسومى كه مردم از آنها پيروى مىكردند، مثل دارالندوة، سقايت و مهماندارى همه از ابداعات وابتكارات قريش بود. «١» سنّت سفرزمستانى و تابستانى نيز از بزرگان اين خاندان و اجداد پيامبر (ص) باقى مانده بود «٢» از اين رو، قريش درميان مردم احترام خاصى داشت. مىدانيم كه رسول خدا (ص) تا آخرين روزهاى زندگى ابوطالب ازحمايت او برخوردار بود؛ و پيش از مرگ نيز از قوم خود خواست تا از پيامبر (ص) حمايت كنند. «٣» ترديدى نيست كه اگر پيامبر (ص) قبيلهاى نيرومند نمىداشت؛ ازميان برداشتن او كار آسانى بود.
امّى بودن پيامبر (ص)
رسول بزرگوار اسلام امّى بود، يعنى نه مىخواند و نه مىنوشت. اين امر سبب شد كه هر نوع شائبه آموختن از ديگران، از ساحت مقدس آن حضرت دور شود، بخصوص كه مخالفان آن حضرت دنبال بهانه مىگشتند تا آسمانى بودن سخن آن حضرت را مخدوش كنند، چنان كه قرآن كريم مىفرمايد:
«وَلَقَدْ نَعْلَمُ انَّهُمْ يَقُولُونَ انَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذى يُلْحِدُونَ الَيْهِ اعْجَمِىٌّ وَهذا لِسانٌ عَرَبِىُّ مُبينٌ» «٤» و به يقين مىدانيم كه آنان مىگويند: جز اين نيست كه انسانى به اوتعليم مىدهد. زبان مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام ١٤٢ اسلام آوردن نمايندگان نصارا ص : ١٤٢