مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام

مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٣٣

درخشان بودن سابقه‌ پيشينه پيامبر (ص) درميان مردم نيكو و درخشان بود، و در حدى از درستكارى و صداقت بود كه كسى حتى مخالفان و معاندان در صداقت آن حضرت ترديد نداشتند.
مى‌دانيم كه مشركان مكه انواع تهمتها را به آن حضرت زدند و نسبتهاى نارواى زيادى به ايشان دادند، مثل شاعر، ساحر و كاهن، اما هرگز به آن حضرت نسبت خائن ندادند، چون در صداقت وامانتدارى او شك نداشتند.
در تاريخ آمده است كه پس از هجرت رسول خدا (ص) به يثرب، حضرت على‌عليه‌السلام در مكه ماند تا امانتهايى را كه از مردم نزد پيامبر (ص) بود، پس دهد «١» و بدون شك، اين امانتها تنها از آن مومنان نبوده است چرا كه عده‌اى از آنها در حبشه بودند و بقيه يا قبل از پيامبر (ص) به يثرب رفته بودند يا قصد داشتند كه بروند. «٢» اين امر نشان مى‌دهد كه مردم مكه با وجود آنكه به پيامبرى رسول خدا (ص) اعتقادى نداشتند، به راستگويى و صداقت آن حضرت ايمان داشتند.
خطا و انحراف بزرگ مردم روزگار جاهليت، شرك و بت پرستى بود. رسول خدا (ص) با آنكه چهل سال عمر شريف خود را در آن محيط به سر برد، يك بار هم آن خطا را مرتكب نشد، و گرنه بطورمسلّم مشركان- درهنگام دعوت به توحيد- زبان به اعتراض مى‌گشودند كه چطور شد تا ديروز بتها قابل ستايش بودند و امروز بايد نابود شوند.
عرب بودن پيامبر (ص)
سرزمين حجاز تا زمان ظهور اسلام تحت نفوذ قدرتهاى بيگانه مثل ايران و روم قرار نگرفت، چرا كه كنترل مردمى كه در صحراهاى گرم و سوزان با نهايت سختى،