مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٠٠
پس از مرگ مرد جزء ميراث او به حساب مىآمدند «١» و درحالى كه زن و دارايى او از آن مرد بود، زن هيچ گونه ارثى نداشت. دليلش اين بود كه مىگفتند: زن قدرت جنگى و دفاعى ندارد و كسى كه نمىتواند از اموال دفاع كند- و از خود او هم بايد دفاع كرد- حق ارث بردن ندارد. «٢» اسلام حق مالكيت را براى زنان همانند مردان به رسميت شناخته، برايشان شخصيت حقوقى مستقل قائل است.
قرآن كريم دراين باره چنين فرموده است:
«... لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّااكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ ...» «٣» مردان از آنچه كسب كردهاند نصيبى دارند و زنان از آنچه به دست آوردهاند نصيبى دارند.
اسلام حق ارث را نيز را براى زنان به رسميت شناخت و اين استدلال را كه چون قدرت بر گرفتن سلاح ندارند، از ارث محرومند، باطل دانست.
قرآن كريم درباره حق ارث زنان مىفرمايد:
«لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالْاقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَالْاقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ اوْكَثُرَ نَصيباً مَفْرُوضاً» «٤» براى مردان از آنچه پدر ومادر ونزديكان به جا مىنهند، نصيبى است و براى زنان از آنچه پدر ومادر و نزديكان به جا مىنهند، نصيبى است، خواه آن كم باشد يا بسيار، نصيبى معيّن است.
شهيد مطهرى داستانى را نقل مىكند كه پس ازنزول آيه مزبور رخ داده و فلسفه محروميت ارث نزد عربها و پاسخ اسلام درآن ذكر شده است. ايشان مىنويسد:
«اتفاقاً درآن اوقات (نزول آيه ارث) برادر حسّان بن ثابت شاعر معروف عرب مرد، و از او زنى