مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١١١
شجاعت عرب بدوى، بدنى نيرومند و شجاعتى بى مانند داشت. او كه در دامن طبيعت مىزيست و از هواى پاكيزه صحرا استفاده مىكرد، كمتر مريض مىشد و مقاومت بدنش زياد بود. وى بناچار بايد شجاع مىبود تا بتواند درنزاع و كشمكش دائمى ميان قبايل از حريم خانواده و كيان قبيلهاش دفاع كند. «١» اما به اين حد بسنده نمىكرد و دست به ستم مىگشود. بى خبر وناگهانى به جايى كه احتمال خطر مىداد هجوم مىبرد ومعتقد بود كه اگر او ظلم نكند به او ظلم خواهد شد. «٢» اسلام شجاعت را ستود و آن رامايه عزت و سربلندى دانست. راستگويى را ثمره شجاعت و دروغگويى را از علامتهاى ترسويى شمرد. در عين حال، تهور و بى باكى را نكوهش كرد و هشدار داد كه مبادا شجاعت به بى باكى و سفاكى بينجامد.
رسول خدا (ص) درباره آفت شجاعت فرموده است:
«افَةُ الشَّجاعَةِ الْبَغْىُ» «٣» آفت دليرى سركشى است.
وفاى به عهد از ديگر اخلاقيات نيكوى عرب جاهلى، وفاى به عهد بود. اين خوى پسنديده درآنان به درجه كمال رسيده بود، بگونهاى كه پشتوانه اجرايى بسيارى از پيمانهاى سياسى و نظامى بود. وجود اين روحيه در بسيارى از گفتهها و اشعار و حكايات آن عصر ديده مىشود. بهترين نمونه اين اخلاق نيك در حكايت «حنظله طايى» و «نعمان بن