مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٦٣
امْوالِهِمْ» «١» مردان بر زنان قيمومت و سرپرستى دارند و به خاطر اينكه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده و به خاطر آنكه مردان مهريه و نفقه زنان را مىدهند.
در ديدگاه اسلام زن همانند مرد از حقوق فردى و اجتماعى بهرهمند است. او مىتواند كار كند و از نتايج كارش استفاده معقول و منطقى ببرد.
قرآن كريم در اين باره فرموده است:
«لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا اكْتَسَبوُا وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ» «٢» براى مرداناز آنچه كسب كنند بهرهاى است وبراى زنان ازآنچه كسب كنند بهرهاى است.
قبيله قبيله در دوران جاهليت براى مردم از اهميت ويژهاى برخوردار بود. واحد اوّليه تشكيل دهنده قبيله خانواده بود كه در چادر زندگى مىكرد. از مجموع چند چادر خويشاوند «حَىّ» پديد مىآمد و از مجاورت «احيا» همخون، قبيله تشكيل مىشد. «حَىّ» داراى يك رئيس بود و حكم «شيخ» يعنى رئيس قبيله، بر همه لازم الاتّباع بود. «٣» رياست قبيله موروثى بود، ولى شيخ يا رئيس قبيله بايد داراى فضايل فردى همانند شجاعت، سخاوت و خردمندى نيز باشد تا اعضاى قبيله را ارشاد كند و به فرمانبردارى و اطاعت خود وا دارد. هر چند شيخ قبيله براى «بدوى» حكم شاه را نداشت، ولى به دليل تعصب شديد، او را برتر از ديگران مىشمردند، چنان كه قبيله خود را نيز بهترين قبايل مىدانستند. «٤»