مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٢٨
ساخته دست خودشان، آنها را ستايش مىكردند، رفتارشان جاهلانه و بى منطق بود و آنچه را انجام مىدادند تنها به اين دليل بود كه گذشتگان انجام دادهاند وگرنه خاستگاه منطقى و عقلى نداشت.
قرآن كريم منطق جاهلانه آنان را در پرستش بتان چنين بازگو كردهاست:
«قالوُا انَّا وَجَدْنا ابائَنا عَلى امَّةٍ وَ انَّا عَلى اثارِهِمْ مُهْتَدوُن» «١» گفتند ما پدران خود را بر آيينى يافتيم و البته ما هم در پى آنها بر هدايت هستيم.
اين منطق در ميان ملتهاى گذشته نيز سابقه داشت كه كافران در مقابل دعوت پيامبران، پيروى از پدرانشان را مطرح مىكردند. قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ كَذلِكَ ما ارْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فى قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ الَّا قالَ مُتْرَفُوها انَّا وَجَدْنا ابائَنا عَلى امَّةٍ وَ انَّا عَلى اثارِهِمْ مُقْتَدوُنَ» «٢» وهمچنين ما هيچ رسولى پيشازتو در شهرى نفرستاديم جزآنكه خوشگذرانهاى آن ديار، به رسولان گفتند كه ما پدران خود را بر آيينى يافتيم و البته از آنهاپيروى خواهيم كرد.
پيامبران استدلال مىكردند كه آنچه ما مىگوييم به هدايت شما نزديكتر و در بردارنده سعادت شماست. جاهلان پاسخ مىدادند كه ما حاضر به گوش دادن به حرف شما نيستيم. «٣» اين نهايت درجه بى منطقى و جهالت است بدين جهت قرآن كريم هميشه از مخالفان خود خواستار تفكر و تعقل است. اسلام پيروى از گفتار نيكوتر را در جامعه اسلامى رواج داده، آن را نشانه خردمندى انسانها مىداند.