مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١١٢
منذر» ديده مىشود. حنظله كه محكوم به قتل بود از نعمان يك سال مهلت خواست تا نزد قبيلهو خاندانش برود و بر گردد. نعمان از او ضامن خواست. فردى به نام «شريك بن عَدِى» ضامن او شد. هيچ عاملى جز اعتقاد به صدق گفتار و وفاى به عهد وى را به انجام اين اقدام پشتگرم نكرد. «حنظله» در موعد مقرّر برگشت، درحالى كه نيامدن برايش آسان بود؛ سرانجام نيز از سوى نعمان بخشيده شد. «١» عجيب تراز اين، داستان وفاى به عهد فردى به نام «صموئيل» است. كسى نزد وى امانتى گذاشت و به سفر رفت و درهمان جا مرد. امير قبيله وى براى «صموئيل» پيغام فرستاد كه آن مال و اسلحه را بدهد اما او امتناع كرد و گفت: در پيمان خود مكر نمىكند؛ درامانت خيانت نمىكند وترك وفاى به عهد نخواهد كرد. امير سپاهى به جنگ وى فرستاد. سپاهيان او را در قلعهاش محاصره كردند و پسرش را گروگان گرفته، تهديد به قتل كردند، «صموئيل» در پاسخ گفت:
«پيمانم را نمىشكنم و عهد خود را باطل نمىكنم، هر كار مىخواهيد بكنيد. پسر صموئيل در جلو چشمانش كشته شد اما او تسليم نشد و سپاهيان نااميد باز گشتند. اموال نزد وى بود تا آنكه وارث مال آمده، مال را باز پس گرفتند.» «٢» اسلام بر وفاى به عهد مهر تأييد نهاد و بدان سفارش كرد. رسول خدا (ص) خود به اين خصلت نيك اهميت ويژه مىداد و به تمام پيمانهايى كه پس از تشكيل حكومت اسلامى با قبايل عرب بسته بود، تا زمانى كه دشمن آن را نقض نمىكرد، وفادار بود.
قرآن كريم درباره وفاى به عهد مىفرمايد:
«وَأَوْ فُوا بِالْعَهْدِ انَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْئُولًا» «٣» به پيمان وفا كنيد، همانا پيمان مورد پرسش خواهد بود.
رسول خدا (ص) فرموده است: