مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام

مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٤٨

لا حَرَّمْنا مِنْ‌دُونِهِ مِنْ شَىْ‌ءٍ» «١» و كسانى كه شرك ورزيدند گفتند: اگر خدا مى‌خواست ما هيچ چيز را غير او نپرستيده بوديم، نه ما و نه پدران ما، و هيچ چيز را بدون فرمان او حرام نمى‌كرديم.
عرب روزگار جاهليت به قيامت و زنده شدن پس از مرگ اعتقادى نداشت، پرستش بتها نيز به خاطر زندگانى دنيوى بود. قرآن كريم داستان مردى را كه استخوان پوسيده‌اى نزد پيامبر (ص) آورد و گفت: آيا خداوند اين را دوباره زنده مى‌كند؟ چنين آورده است:
«وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِىَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِى الْعِظامَ وَ هِىَ رَميمٌ» «٢» و براى ما مثل آورده، گفت: استخوانهايى را كه پوسيده و خاك شده، چه كسى زنده مى‌كند؟ محو بت پرستى از جزيرةالعرب و استقرار توحيد در آن سرزمين را بايد از كارهاى شگفت‌انگيز اسلام دانست. مردمى كه بت، در خانه و صحرا و در سفر و حضر، انيس و مونس آنها بود و در تمام امور زندگى‌شان مؤثر شمرده مى‌شد، بافته‌هاى فكر و ساخته‌هاى دست خود را به دور افكنده، به مناديان توحيد خالص بدل شدند. اين را بحق بايد يك معجزه دانست؛ معجزه‌اى كه آثارش تا به امروز باقى است و همچنان نيز باقى خواهد ماند. قرآن كريم عاليترين مفاهيم توحيد را به آنان القا كرد، و راسخترين اعتقاد به رستخيز را در آنان پديد آورد.
سرنوشت بتها:
پس از ورود رسول خدا (ص) به مدينه شكستن بتها به دست خود مردم آغاز شد و بتها طعمه آتش تنور گرديد. «٣» اوّلين بت بزرگى كه در سال هشتم هجرى به دست‌