مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام - بینش، عبدالحسین - الصفحة ٣٥
مىشود، سكونت داشتند. اين دولت، دست نشانده امپراتورى روم بود و تا سالهاى آخر زندگانى رسول خدا (ص) دوام داشت. «١» حكومت در حجاز حجاز كه اهميت خود را مديون شهرهاى مكه و مدينه مىباشد، سرزمينى با صحراهاى پهناور و خشك و بى آب و علف است و جز اندكى آبادانى در آن ديده نمىشود. همين امر باعث شده كه سرزمين مزبور در طول قرون متمادى در مقابل حملات جهانگشايانى چون كورش و اسكندر، استقلال خود را حفظ كند. «٢» مردم اين سرزمين در دوره جاهليت به دو صورت بدوى (صحرانشين) و حضرى (شهرى نشين) زندگى مىكردند. «٣» نظام حاكم بر آنها نظام قبيلهاى بود كه تحت فرمان امير يا رئيس قبيله اداره مىشد. نا گفته نماند كه تعداد افراد اين قبايل كم نبود و گاه به هزاران نفر مىرسيد. «٤» نظام قبيلهاى قوانينى ويژه خود داشت. فردى مىتوانست رياست قبيله را به عهده گيرد كه شرايط زير را دارا باشد:
١- شرف خانوادگى: رئيس و امير مىبايست از دودمانى شريف، نجيب و اصيل باشد.
٢- شجاعت: رياست قبيله به فردى شجاع سپرده مىشد كه بتواند در مقابل هجوم بيگانه از كيان قبيله دفاع كند.
٣- سالمندى: حداقل سن براى احراز مقام رياست قبيله چهل سال بود.
٤- كرم و بخشندگى: عربها روى اين شرط بخصوص تكيه مىكردند. خانه امير و رئيس بايد چون مهمانخانهاى به روى همه باز مىبود. بديهى است كه چنين امرى نياز به