مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٥٦
وسعت جغرافيايى شبه جزيره عربستان شبه جزيره عربستان سرزمينى بود پهناور و كم آب و علف و داراى منابع اقتصادى بسيار اندك. «١» از اين رو، مورد طمع قدرتهاى بزرگ آن روز نبود، چرا كه تسخير و نگهدارى آن دشوار و بى فايده بود. تنها عاملى كه مردم را به سكونت درآنجا وادار ساخته بود، آزادى بود كه به سبب نبودن دولت و حكومت از آن بهرهمند بودند. آنان سكونت در يك مكان را با علوّ همّت و گردن فرازى خود سازگار نمىيافتند. آنها معتقد بودند كه بنا و حصار مانع از جولان و حركت است، همت را مقيّد مىكند و طبع را از كسب شرف و بزرگى باز مىدارد. اين بود كه صحرانشينى را باتمام سختى آن برگزيدند و مشكلات آن را پذيرا شدند. «٢» نقل شده است كه يكى از سخنوران عرب نزد خسرو (انوشيروان) رسيد. خسرو از وى سؤال كرد كه چرا اعراب، صحرانشينى را انتخاب كردهاند؟ وى پاسخ داد كه آنان در صحرا مالك زمين هستند و زمين مالك آنها نيست، به حصارها پناه نمىبرند و حصارشان شمشير و نيزه آنان است. به هركجا بخواهند مىروند و از صفاى طبيعت استفاده مىكنند. «٣» وسعت جغرافيايى و كمى منابع اقتصادى، انديشه قدرتمندان را از سلطه بر اين سرزمين باز داشته بود. قدرتمندان آن روز حاضر نبودند كارى پر مخاطره انجام دهند؛ درحالى كه هيچ نفعى نبرند. اين امر حتى در مورد يمن كه از آبادانى و ثروت بهرهاى داشت نيز صادق بود.
حبشيهاى حاكم بر يمن (فرزندان ابرهه) بر مردم، ستم روا مىداشتند. يكى از بزرگان نزد انوشيروان (شاه ايران) رفت و از او خواست تا مردم يمن را عليه حبشيها يارى دهد. او نپذيرفت و گفت: راه يمن دشوار است و گرنه خواهش تو را مىپذيرفتم. پسر آن