مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام

مقايسه دو دوره جاهليت و اسلام و علل گسترش اسلام - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٣٤

روزگار مى‌گذراندند امرى بس دشوار بود. در نتيجه زبان و نژاد اين سرزمين خالص ماند و عرب نيز به آن مى‌باليد، چنان كه غير عرب را عجم مى‌ناميد و بر خلوص نژاد خود اصرار مى‌ورزيد. پيداست كه در چنين محيطى، پيامبرى جز از خود مردم كوچكترين توفيقى نمى‌توانست داشته باشد؛ و به اتهام بيگانه بودن طرد مى‌شد. قرآن كريم درباره اين حقيقت فرموده است:
«وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْاعْجَمينَ، فَقَرَاهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنينَ» «١» اگر آن را بر برخى غير عربها نازل كرده بوديم و برايشان مى‌خواند به آن ايمان نمى‌آوردند.
همچنين مى‌فرمايد:
«وَلَوْ جَعَلْناهُ قُرْاناً اعْجِميّاً لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ اياتُهُ» «٢» اگر آن را قرآنى عجمى (زبان غيرعربى) قرار مى‌داديم، هرآينه مى‌گفتند: چرا آيات آن بيان نشده است و براى ما روشن نيست و نمى‌پذيرفتند.
قرآن كريم در آيه‌هاى متعددى يادآور شده كه خداوند پيامبر اسلام را از خود عرب برگزيد، مثل اين آيه:
«لَقَدْ جاءَ كُمْ رَسُولٌ مِنْ انْفُسِكُمْ» «٣» همانا پيامبرى از خودتان به سوى شما آمده است.
اين امر از يكسو افتخارى بود كه نصيب عرب شد واز سوى ديگر عاملى براى پذيرش اسلام بود واگر جز اين مى‌بود، بى ترديد عرب ازاسلام استقبال نمى‌كرد.