نهضت انتظار و انقلاب اسلامىسطح(3) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٧
- به اعتقاد ما حق يعنى اعمال زور. واژه حق واژهاى ذهنى است كه به هيچ وجه جنبه عينيت به خود نمىگيرد. در نظام سياسى ما حق اين چنين تعبير مىشود: هر آنچه را كه مىخواهم به من بده؛ زيرا من از تو قوىترم. نيازى نيست كه ثابت كنم حق از آن كيست! - تنها به يارى يك فرمانرواى مستبد و سختگير مىتوانيم طرحهايى را كه در پيش داريم به مرحله اجرا درآوريم ... بدون يك حكومت مطلقه مستبد، تمدن نمىتواند به حيات خود ادامه دهد.
- به وسيله زنان صهيونيست، مردان غير صهيونيست را در عشرتكدهها و محلهاى عيّاشى به فساد اخلاقى مىكشانيم و آنها را از جاده عفّت و پاكدامنى منحرف مىسازيم.
- زنجيرى كه انسانها را به دام و تله فقر مىبندد، به مراتب محكمتر از زنجير بردگى است. به بيان ديگر، از زير يوغ بردگى مىتوان به خوبى آزاد شد، ولى رهايى از زير يوغ بينوايى و فقر بسيار دشوار است، ما در قانون اساسى خود حق رفاه مادّى تودهها را به صورت خيالى، اما نه به گونهاى واقعى گنجانيدهايم، ولى هرگز به آن جامه عمل نمىپوشانيم.
- هنگامى كه زمان موعود فرا رسيد و منجى عالم بشريت بر اريكه سلطنت جلوس كرد و تاج شاهى بر سر نهاد، با دستهاى توده مردم، همه موانع موجود بر سر راه حكومت جهانگيرش را برمىداريم.
- بر ما لازم است كه هم احترام به آزادى و هم اعتقاد به خدا را در ميان مردم غير صهيونيست از بين ببريم و نيازهاى مادّى را جايگزين اينگونه اعتقادات سازيم. اما اگر اعتقاد به خدا موجب شود كه ما بر مردم