نهضت انتظار و انقلاب اسلامىسطح(3) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٨
ببرد و به تعبير قرآن، مردم و جامعه را به سوى حق هدايت كند؛ افَمَنْيَهْدى الَىالْحَقِّ احَقُّ انْيُتَّبَعَ امَّنْ لايَهِدّى الّا انْ يُهْدى ... (يونس: ١٠)
آيا كسى كه به سوى حق رهبرى مىكند، سزاوارتر است مورد پيروى قرار گيرد يا كسى كه راه را نمىنمايد مگر آنكه [خود] هدايت شود؟
قرآن مجيد، قضاوت را برعهده عقل آدميان نهاده كه به طور صريح پاسخ مىدهند؛ نفر اوّل سزاوارتر است براى رهبرى و نفر دوم، خود بايد هدايت و ارشاد شود.
٢- عدالت رهبر جامعه اسلامى بايد در انديشه، اخلاق و عمل، «عادل» باشد و هرگز تحت تأثير هواى نفس، آلوده به كمترين ستمى نسبت به ديگران نشود و رابطه با خود، خدا، مردم و طبيعت را بر اساس عدالت، به پيش ببرد.
٣- تقوا يكى از وظايف مهمّ رهبر اسلامى- كه جاى پيامبر و امامان نشسته است- تزكيه امّت و هدايت آنها به سوى پاكىهاست، طبيعى است كه چنين كسى بايد خود در اوج تقوا و طهارت روحى و اخلاقى و پايبندى به دين باشد تا بتواند ديگران را نيز بدان سوى فراخواند و رهبرى كند.
سهشرطمذكور، در سخن نغز امامحسين عليه السلام مورد تأكيد قرار گرفته است؛ مَا الْامامُ الَّا الْحاكِمُ بِالْكِتابِ الْقائِمُ بِالْقِسْطِ الَّدائِنُ بِدينِ الْحَقِّ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلى ذاتِ اللَّهِ ... «١»