نهضت انتظار و انقلاب اسلامىسطح(3) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٦
نهادند، چنان كه همگان بر استمرار حكومت اسلامى اتفاق نظر دارند و تنها اختلافى كه در ميان آنان بروز كرد بر سر شكل حكومت و تعيين حاكم و شرايط آن بود و شنيده نشده كه مسلمانى از صدر اسلام تا كنون منكر ضرورت تشكيل حكومت شده باشد.
نظر به اينكه تبيين ديدگاههاى همه فرقههاى مسلمان، مجال بيشترى مىطلبد و از گنجايش اين مختصر خارج است، در اينجا تنها ديدگاه شيعه را مورد بررسى قرار مىدهيم.
خلافت الهى به تصريح قرآن، آفرينش انسان، توأم با «خليفة اللّهى» يعنى جانشينى خدا بوده است و خداوند در آستانه خلقت آدم به فرشتگان فرمود:
انّى جاعِلٌ فِى الْارْضِ خَليفَةً (بقره: ٣٠)
من در زمين، جانشينى خواهم گماشت.
شيعه معتقد است كه اين خليفه، همان رهبر الهى است كه تا پايان دنيا بايد بر اين مسند بنشيند و مردم را به سوى حق ارشاد كند و دين خدا را اجرا نمايد و چنين كسى حتماً بايد معصوم باشد و از سوى خدا به نبوت يا امامت نيز منصوب شود و اگر روزى، انسان معصوم بر روى زمين نباشد، زمين اهلش را فرو مىبرد؛ امام باقرفرمود:
لَوْ بَقِيَتِ الْارْضُ يَوْماً بِلا امامٍ مِنَّا لَساخَتْ بِاهْلِها «١» اگر زمين، روزى بدون يك نفر از ما امامان، باقى بماند، اهلش را فرو مىبرد.