نهضت انتظار و انقلاب اسلامىسطح(3) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١١
آنان از سوى خدا مأمور بودند تا علاوه بر ارشاد و راهنمايى مردم، احكام خدا را نيز اجرا كنند و زمينه رشد و سعادت آدميان را فراهم آورده، جامعه را به سوى كمال مطلق رهنمون سازند.
از سوى ديگر به اين واقعيت تلخ نيز بايد اعتراف كرد كه همه پيامبران الهى از سوى مرفّهين بى درد، اراذل و اوباش و بى خردان خوشگذران، مورد تكذيب، بى مهرى و آزار قرار گرفتهاند و بدين ترتيب نايره جنگ حق و باطل همواره برافروخته بوده است. قرآن مجيد مىفرمايد:
وَ ماارْسَلْنا فىقَرْيَةٍ مِنْنَذيرٍ الّا قالَ مُتْرَفُوها انَّا بِما ارْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ (سبا: ٣٤)
و [ما] در هيچ شهرى هشدار دهندهاى نفرستاديم جز آنكه خوشگذرانانش گفتند: «ما به آنچه شما بدان فرستاده شدهايد كافريم.» كهنهپرستى، ملّى گرايى و تعصّب قبيلهاى، مهمترين دستاويزهاى كفر و الحاد آنان بود و به صراحت مىگفتند: «ما پدران خود را بر آيينى يافتهايم و خود نيز از پى ايشان رهسپاريم.» «١» آنان- كه براى خود قدرت و شوكت نيز فراهم مىكردند- نه تنها آيين راستين الهى را نمىپذيرفتند، بلكه از روى استكبار و نابخردى، در برابر جبهه حق، جبههگيرى مىكردند، مؤمنان را آزار مىدادند، بر ضد دين خدا تبليغ مىكردند، حتى شخص پيامبر را اذيت مىكردند و دست به كشتار، تبعيد و قلع و قمع پيروانش مىزدند. پيروان جبهه حق نيز چارهاى جز دفاع و جهاد نداشتند و بى شمارى از مردان الهى در همه دوران بر