نهضت انتظار و انقلاب اسلامىسطح(3)

نهضت انتظار و انقلاب اسلامىسطح(3) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٢

ستيغ ايمان خويش ايستادند و بر روى دشمنان خدا تيغ كشيدند؛ وَ كَايِّنْ مِنْ نَبِىٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُونَ كَثيرٌ فَما وَهَنُوا لِما اصابَهُمْ فى‌ سَبيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرينَ (آل عمران: ١٤٦)
چه بسيار پيامبرانى كه همراه او توده‌هاى انبوه، كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد، سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم (دشمن) نگرديدند و خداوند، شكيبايان را دوست دارد.
پيروزى قطعى‌ نبرد حق و باطل، عمرى به درازاى زندگى بشر دارد و حق‌مداران و ياوه‌پويان همواره بسان نور و ظلمت و شب و روز به تعقيب يكديگر پرداخته‌اند، ميليون‌ها تن از هر طرف در خون تپيده‌اند، گاه اينان و گاه آنان پيروز شده‌اند، بسيارى از پيامبران به خيل شهدا پيوسته‌اند و ... امّا آنچه بر جاى مانده و چون خورشيد در آسمان فرهنگ و ادب و اعتقاد مى‌درخشد، راه و رسم و انديشه و سيره پيامبران است و بس و دشمنان حق و حقيقت جز نامى از آنان بر جاى نمانده است و با بد نامى عبرت تاريخ شده‌اند. امير مؤمنان عليه السلام درباره برخى از آنان مى‌فرمايد:
عمالقه و فرزندانشان كجايند؟ فرعون‌ها و فرعونيان كجايند؟ اهالى شهرهاى رسّ كجايند؟ همان‌هايى كه پيامبران را قتل عام كردند و سنت‌هاى فرستادگان را خاموش ساختند و راه و روش جباران را احيا نمودند؟ كجايند آن زورمدارانى كه ارتش‌هاى عظيم راه انداختند و هزاران نفر از رقيبان را در هم شكستند، لشكرها آرايش دادند و شهرها بر پا ساختند؟ «١»