غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٩
به هر روى آنچه از لوتر باقى ماند، پروتستان يا جنبش اعتراضى به عقايد سنتى (كاتوليك) كليسا بود. «١».
پس از لوتر يك گروه از پروتستانها به بنيادگرايى روى آوردند اين گروه را كه فعاليت عمده آن پس از جنگ جهانى دوم شروع شده، «مسيحيت صهيونيستى» مىنامند. عقايد مهم بنيادگراها عبارت است از:
١- خداوند آنها را برگزيده تا همه انسانها را نجات دهند؛ ٢- اعتقاد عميق به اينكه، اكنون در آستان آخر الزمان هستيم؛ ٣- تنها راه فهم دين، بنيادگرايى مذهبى است و سايرين دراشتباهند. «٢» مسيحيان صهيونيست معتقد به هفت مرحله يا مشيت الهى هستند كه در آخرالزمان به وقوع مىپيوندد كه برخى از آنها عبارتند از:
١- بازگ غرب شناسى(٢) سطح(١) ٨٠ منابع و ماخذ شت يهوديان به فلسطين؛ ٢- ايجاد يك دولت يهودى در آن؛ ٣- موعظه شدن بنى اسرائيل و ديگر مردم دنيا به انجيل؛ ٤- به بهشت رفتن كليه كسانى كه به كليسا ايمان آوردهاند؛ ٥- دوره هفت ساله حكومت دجال يا ضد مسيح و فلاكت يهوديان و ساير مؤمنان مسيحى؛ ٦- وقوع جنگ آرماگدون (Armageddon) ميان مسلمانان (سپاه دجال) و مسيحيان صهيونيست؛ ٧- شكست لشكريان دجال، بازگشت مسيح به زمين و ايجاد حكومت هزار ساله مسيح و مسيحى شدن همه يهوديان و مسلمانان.
مرحله ششم از مراحل هفت گانه آخرالزمان، جنگى همهگير در جهان است كه همه زمين درگير آن مىشود. مكان وقوع اوليه اين جنگ، هرهجدون (عربى) يا آرماگدون (لاتين) در شمال اسرائيل و كرانه غربى رود اردن است. «٣».
نتيجه حوادث چند دهه اخير، از يك سو پر شمارند و از سوى ديگر، از گستره تنوعى وسيعى برخوردارند. على رغم آن، تمدن غربى مىكوشد هر گونه تغييرات اجتماعى را در محدوده اومانيسم باقى نگاه دارد. البته گاه ظهور حوادثى چون جنبشهاى فمنيستى و