غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٥
بتوانند بر قوانين تخريب محيط زيست تأثير بگذارند و مانع از تصويب يا اجراى آن شوند. در دهه ١٩٨٠، گروههاى طرفدار محيط زيست، حتى در بلوك شرق، مانند آلمان شرقى، لهستان، چكسلواكى و مجارستان شروع به فعاليت كردند كه برخى از آنها چون جنبش نشور ٧٧ در چكسلواكى «١» صدمه زدن به محيط زيست و تخريب آن را يكى از جنايتهاى عمده حكومت كمونيستى دانستند. «٢» گرچه جنبشها و احزاب سبز در آگاه كردن مردم نسبت به مشكلات زيست محيطى نقش مهمى بازى كردند، لكن چندان در وادار كردن دولتها به مهار تخريب محيط زيست موفق نبودند؛ زيرا:
١- شركت سبزها در دولتهاى ائتلافى سبب شد تا نتوانند به آسانى بر سر مسائل زيست محيطى به توافق برسند؛ ٢- احزاب سنتى و دولتهاى غربى تا سال ١٩٩٠، خود را با نظرات زيست محيطى طرفداران جنبشهاى سبز همراهتر كردند. ولى اين بيشتر يك سياست براى فريب ظاهر شد، چون روند تخريب محيط زيست منطقهاى و جهانى از سوى غرب ادامه يافت، اول كمتر و سپس بيشتر. «٣» نظم نوين جهانى رونالد رابرتسون، سير حركت جهان خواهى كاپيتاليسم يا نظام سرمايه دارى غربى را در شش مرحله بدوى (١٤٠٠)، نخستين (١٧٥٠)، جهش (١٨٧٥)، سلطه گرايى (١٩٢٥)، عدم قطعيت (١٩٦٩) و آخرين (١٩٩٠) به تصوير مىكشد. او مرحله اخير را به دو مرحله كوچكتر تقسيم مىكند. اول، ١٩٩٠ تا ٢٠٠٠، و دوم از ٢٠٠١ به بعد. دوره اول را «نظم نوين جهانى» و دوره بعد را «جهانى شدن» نام مىنهد. البته ديدگاه ديگرى