غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٧
انقلاب، استفاده گسترده از ماشين براى توليد كالا بود؛ يعنى در دوره انقلاب صنعتى، توليد كالاى صنعتى و ماشينى، جهش بزرگى پيدا كرد و نيز، منابع جديد انرژى و نيرو، خاصه زغال سنگ و بخار آب، جاى انرژى باد و آب را گرفت و ماشينهايى اختراع شد كه به نحو چشمگيرى استفاده از كار انسان و حيوان را براى توليد كاهش داد و همزمان، بر سطح و ميزان توليد افزود. كارخانههاى صنعتى به جاى كارگاههاى خانگى نشست، و ماشينهاى توليد نيرو، توليد بيشتر و منافع فراوانترى را براى صاحبان صنايع به ارمغان آورد. به هر روى، اروپا در اثناى سالهاى انقلاب صنعتى، از اقتصاد سنتى و مبتنى بر كارگر، كشاورزى قديمى و صنايع دستى، به اقتصاد متمركز بر صنعت و توليد كالا توسط ماشين و نيازمند كارگر ماهر و كارخانههاى صنعتى تغيير شكل داد. «١» انقلاب صنعتى به دليل دگرگونيهاى عميق اجتماعى، كه در اروپا و در روابط آن با ساير ملل دنيا پديد آورد، يك انقلاب واقعى بود. گسترش كارخانههاى بزرگ، زمينه جا به جايى تودههاى مردم از روستا به شهر را فراهم آورد، و در شهر، همزيستى غير صميمى، جاى صميميت سنتى زندگى روستايى را گرفت. افزايش فزاينده توليد، مسبب جست و جو براى منابع جديد مواد خام، الگوى تازه مصرف (مصرف بيشتر) و تلاش براى بازار يابى و انقلاب در حمل و نقل شد و آن، جا به جايى سريع و مواد خام و كالاهاى ساخته شده را به سراسر جهان ميسر ساخت. پديد آمدن طبقه متوسط صنعت گر و طبقه عظيم كارگران، رابطه دنياى غرب را با طبيعت دگرگون نمود و حاصل آن، فرود آمدن ضربات جبرانناپذير بر پيكره طبيعت بود، كه آثار آن، در قرن بيستم و اوايل قرن بيست و يكم به صورت خطرى براى موجوديت بشر در آمده است. «٢» انقلاب صنعتى قبل از آن كه در آمريكا و همه كشورهاى اروپا بجوشد، در انگليس ظاهر شد؛ زيرا گرايش به ثروت و تجارت در آن گسترش يافته بود، منابع كافى، همانند زغال سنگ مورد نياز كارخانهها در انگليس، فراوان وجود داشت، رودخانههاى بسيار و