غرب شناسى(2) سطح(1) - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧٥
كمك كند كه حداقل، دركى ابتدايى از عدالت داشته باشيم و توان پذيرش شاخصههايى چون شجاعت، هم دردى و ايمان را در ما زنده كند.» در پاسخ به اين نداى فطرى بشرى (ميل به خدا)، مساعى الهيات شناسانى نظير كارت بارث (متوفى ١٩٦٨) نيز كه كوشيد، در تعاليم سنتى مسيحيت جان تازهاى بدمد، راه به جاى نبرد؛ بلكه آنچه به احياى دين به ويژه دين اسلام در جهان امروز پرداخت، نهضت امام خمينى (ره) بود.
به دنبال انقلاب اسلامى ايران، جنبشهاى دينگرا به سرعت در جهان، به خصوص در آفريقا، آسياى ميانه و آمريكاى لاتين توسعه يافت. اسلام گرايى در سودان قوت گرفت، در الجزاير ظهور پر جاذبهاى داشت و هنوز، انقلاب اسلامى از ظرفيتهاى كافى براى به حركت در آوردن جنبش دين گرايانه در جهان اسلام برخوردار است. نمونهاى از اين ظرفيت بالفعل را مىتوان در حزب اللَّه لبنان و حماسِ فلسطين ديد. تأثير انقلاب اسلامى بر جنبش الهيات رهايىبخش آمريكاى لاتين، علم رغم اين كه جنبش مزبور نخست از كمونيسم تأثير پذيرفته است، انكارناپذير است. جنبش الهيات آزادى خواه يا جنبش عدالت طلبانه كشيشان آمريكاى لاتين به ويژه در دهه ١٩٨٠، براى كسانى كه تشكيلات كليسا را يك نيروى محافظه كار همگرا در سطح قاره آمريكا تلقى مىكردند، تكان دهنده بود. مىتوان گفت كه جنبش آمريكاى لاتين، همانند جنبش اسلامى در جهان اسلام، نمونه بسيار خوبى از سنتهاى مذهبى در حال تحول و دگرگونى به دست نيروهاى اجتماعى جديد است و در مقابله آشكار با جهانى شدن يا رويكرد جهانى جديد به بى دينى. «١»